پادکست برنامه ها
بخش سحرگاهي   (1389/06/15)     

بخش صبحگاهي   (1389/06/15)     

بخش نيمــــروزي   (1389/06/15)     

بخش عصـرگاهي   (1389/06/15)     

بخش شـامگاهي   (1389/06/15)     

بخش شبانگاهي   (1389/06/15)     

یــادداشـــت
نــگار زمــان
اخبار فرهنگسراها
تا روز Select Date
از روز Select Date
1389/04/09
یا رب از دل مشرق نور هدایت کن مرا
از فروغ عشق، خورشید قیامت کن مرا
تا به کی گرد خجالت زنده در خاکم کند؟
شسته رو چون گوهر از باران رحمت کن مرا
خانه‌آرایی نمی‌آید ز من همچون حباب
موج بی‌پروای دریای حقیقت کن مرا
استخوانم سرمه شد از کوچه گردیهای حرص
خانه دار گوشه‌ی چشم قناعت کن مرا
چند باشد شمع من بازیچه‌ی دست فنا؟
زنده‌ی جاوید از دست حمایت کن مرا
خشک بر جا مانده‌ام چون گوهر از افسردگی
آتشین رفتار چون اشک ندامت کن مرا
گرچه در صحبت همان در گوشه‌ی تنهاییم
از فراموشان امن آباد عزلت کن مرا
از خیالت در دل شبها اگر غافل شوم
تا قیامت سنگسار از خواب غفلت کن مرا
در خرابیهاست، چون چشم بتان، تعمیر من
مرحمت فرما، ز ویرانی عمارت کن مرا
از فضولیهای خود صائب خجالت می‌کشم
من که باشم تا کنم تلقین که رحمت کن مرا؟


1389/04/08
سامان گلناري/ پرسشي از دکتر محمدولي سهامي روان‌پزشک کودک: پرستار کودک را چگونه انتخاب کنيم؟
معيارهاي انتخاب پرستار کودک


--------------------------------------------------------------------------------

اين روزها اکثر مادران شاغل با مشکل نگهداري از نوزاد يا کودک خود مواجه‌اند و بسياري نيز اين وظيفه را به عهده پرستار کودک مي‌گذارند....


اين روزها اگر نگاهي به صفحات نيازمندي‌هاي بعضي روزنامه‌ها بيندازيد، با جملاتي مانند «پرستار کودک در اسرع وقت»، «اعزام پرستار کودک با بهترين شرايط»، «کودک خود را با خيال راحت به ما بسپاريد» و... مواجه مي‌شويد اما سوال اينجاست که اصلا يک پرستار کودک بايد چه ويژگي‌هايي داشته باشد؟ دکتر محمدولي سهامي، فوق‌تخصص روان‌پزشکي اطفال و عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهران، به اين سوال پاسخ مي‌دهد.


سلامت: آقاي دکتر‍! خانواده‌ها هنگام انتخاب پرستار کودک بايد به چه نکاتي توجه کنند؟


در وهله اول توصيه مي‌کنم والدين به سراغ افراد غريبه و ناآشنا نروند و به توصيه آشنايان و دوستان خود که تجربه داشتن يک پرستار خوب را براي کودک‌شان داشته‌اند، توجه کنند. در عين حال، خانواده‌ها مي‌توانند در خانه، به ويژه در اتاق کودک، از دوربين مدار بسته استفاده کنند که اين روزها با قيمت‌هاي مناسبي در بازار يافت مي‌شود و وجود اين دوربين را به پرستار جديد گوشرد کنند. نصب اين دوربين‌ها به ويژه در مورد نوزادان و کودکاني که هنوز قدرت تکلم ندارند و نمي‌توانند درباره رفتار پرستار خود به پدر و مادر گزارش دهند، اهميت دارد. مادران شاغل بايد به سراغ پرستاراني بروند که با اصول مراقبت از کودک به خوبي آشنا هستند و ترجيحا خودشان هم تجربه مادر بودن را دارند. البته تحصيلات مرتبط با پرستاري کودک نيز از اهميت خاصي برخوردار است و افرادي که مدرک تحصيلي کودک‌ياري، روان‌شناسي کودک و... دارند، مي‌توانند در اولويت انتخاب قرار گيرند اما وجود تجربه شخصي در زمينه نگهداري مناسب از کودک و ويژگي‌هاي شخصيتي پرستار، مهم‌تر از ميزان تحصيلات اوست.


سلامت: در مورد اين ويژگي‌هاي رفتاري توضيح مي‌دهيد؟


ببينيد؛ مادري که شاغل است، به واسطه همين شاغل بودن خود تصميم مي‌گيرد که نگهداري از کودک دلبندش را به يک پرستار مطمئن بسپارد تا در غياب او، کودک با ضربه عاطفي و کمبود محبت مواجه نشود. به همين دليل هم پرستار دقيقا بايد مانند يک مادر، مهربان، صبور و خوش رفتار باشد و با ويژگي‌هاي شخصيتي کودکان در سنين مختلف آشنايي داشته باشد. به عنوان مثال، کودکان در دوران نوپايي، لجباز و پرخاشگر مي‌شوند و سعي دارند که با بزرگ‌ترها مقابله کنند. در چنين شرايطي اين پرستار کودک است که بايد اين ويژگي‌ها را بشناسد و رفتار کودک را کنترل کند و بدرفتاري از خود نشان ندهد.


سلامت: آيا تفاوت بارزي ميان کودکي که پرستار دارد و کودکي که در کنار مادرش بزرگ مي‌شود، هست؟


اغلب مادران شاغل چاره‌اي جز گرفتن پرستار براي کودک خود و يا فرستادن او به مهد کودک ندارند و بررسي‌ها نيز نشان مي‌دهد تفاوت چنداني بين اين کودکان و کودکاني که همه ساعات روز را با مادر خود مي‌گذارند، وجود ندارد؛ چرا که ثابت شده کيفيت رابطه بسيار مهم‌تر از کميت آن است. چه بسا تربيت کودکي که پرستار از او نگهداري مي‌کند بهتر از کودکي باشد که مادر خانه‌دار اما بي‌حوصله‌اش تمام ساعات روز را با او مي‌گذراند و اصلا به آموزش و تربيت و سرگرم کردن کودک خود توجهي نمي‌کند.


سلامت: سن پرستار کودک هم بايد جزو ملاک‌هاي انتخاب باشد؟


فرمول قطعي وجود ندارد اما توصيه من اين است که پرستار نبايد خيلي جوان و بي‌تجربه باشد. از طرفي نبايد سالمند باشد. ميانسالي بهترين سن براي پرستار کودک است که هم داراي تجربه کافي است و هم براي آموزش و بازي با کودک حوصله دارد. در عين حال، اين‌طور نيست که بگوييم پرستاران جوان، پرستاران خوبي نيستند و بايد شرايط ديگر هم بررسي شود. نکته مهم‌تر از سن پرستار، سن کودک است که مادران شاغل بايد نسبت به آن توجه ويژه داشته باشند.


سلامت: منظورتان سن مناسب کودک براي داشتن پرستار است؟


دقيقا. توصيه روان‌پزشکان کودک اين است که مادر شاغل حتما تا يک سالگي کودک خود، مرخصي بگيرد و تمام طول روز را با فرزندش بگذارند تا رابطه وابستگي ميان مادر و کودک شکل بگيرد و محکم شود. البته بعد از يک سالگي کودک هم نمي‌توان از صبح تا شب نگهداري از کودک را به پرستار واگذر کرد، بلکه ساعات حضور پرستار بايد کوتاه باشد. به ويژه اگر دراين شرايط، پرستار براي کودک وقت و انرژي کافي نگذارد، کودک با بحران‌هاي شديد عاطفي مواجه خواهد شد. از طرفي فرستادن کودک به مهد از سن 3 سالگي بهترين گزينه است و والدين شاغل در اين سن مي‌توانند به جاي گرفتن پرستار براي کمک خود، او را به مهد کودک بفرستند زيرا از 3 سالگي به بعد حضور در مهد، روند اجتماعي شدن کودک را تسريع مي‌کند و در افزايش هوش کودک نيز تاثيرگذار است.


سلامت: اين روزها آگهي بسياري از موسسات اعزام پرستار کودک به منازل نيز در روزنامه‌ها يافت مي‌شود. اين مراکز تا چه حد قابل اطمينان هستند؟


توصيه من اين است که والدين هنگام انتخاب پرستار کودک به سراغ دوستان و آشنايان بروند و پرستاري را انتخاب کنند که از سوي نزديکان‌شان تاييد شده باشد اما اگر چنين پرستاري را سراغ نداشتند، بايد از موسسات مربوطه، تقاضاي ارسال پرستار کودک کنند؛ موسساتي که مجوز بهزيستي و وزارت بهداشت داشته باشند و از ويژگي اخلاقي و رفتاري پرستار نيز آگاه شوند و سپس با اطمينان کامل او را استخدام کنند. متاسفانه ديده شده تعدادي از اين مراکز مجوز قانوني ندارند و اکثر افرادي که متقاضي کار در اين موسسات هستند، اختلالات فردي دارند و همين اختلالات مانع برقراري ارتباط عاطفي مفيد وسازنده ميان کودک و پرستار مي‌شود و متاسفانه آسيب‌هاي رواني و حتي جسمي کودک را به دنبال دارد.


سلامت: تعدادي از خانواده‌ها نيز به جاي انتخاب پرستار يا مهد از مادربزرگ، پدربزرگ و... مي‌خواهند که در نبود آنها از فرزندشان نگهداري کند. اصولا شما با چنين کاري موافق‌ايد؟


هرچند کودکي که به دليل داشتن مادر شاغل از صبح تا غروب در خانه مادربزرگ و پدر بزرگ، خاله، عمه و افراد درجه يک خانواده مي‌ماند، معمولا به دليل توجه زياد، لوس مي‌شود اما قبل از 3 سالگي، اين گزينه از بهترين راهکارهاي پيشنهادي است و اگر فاميل درجه يک مي‌توانند به خوبي از کودک شما مراقبت کنند، نبايد به فکر استخدام پرستار و يا ثبت‌نام کودک در مهد باشيد اما در سن 3 سالگي بهترين گزينه، فرستادن کودک به يک مهد استاندارد و با کيفيت است تا همان‌طور که گفتم، کودک روند اجتماعي شدن را بياموزد و با آموزش‌هاي اصولي و سازنده هم تربيت مناسبي پيدا کند و هم از هوشي سرشار بهره بگيرد.



1389/04/08
سميه مقصودعلي / علل و راه‌حل زردي نوزادان در گفتگو با دکتر عليرضا مرندي فوق تخصص بيماري‌هاي نوزادان
آنچه بايد درباره زردي نوزادان بدانيد


--------------------------------------------------------------------------------

زردي از آن مشکلات شايعي است که اکثر نوزادان بعد از تولد به آن مبتلا مي‌شوند. براي اينکه بيشتر با اين بيماري شايع و نحوه درمان آن آشنا شويم، پاي صحبت‌هاي دکتر مرندي نشسته‌ايم....





سلامت: زردي نوزادان چقدر شايع است؟


معمولا 60 درصد نوزادان سالم پس از تولد دچار زردي مي‌شوند و در مواردي که نوزاد نارس باشد اين مورد به 80 درصد مي‌رسد. البته اينها مواردي است که زردي ظاهر مي‌شود، ولي در مواردي هم، از آنجا که زردي کم است، نمي‌توان آن را تشخيص داد و فقط با آزمايش مي‌توان فهميد که بيلي‌روبين نوزاد در حد عادي است که اين مورد رايج و عادي است.


سلامت: علل عمده بروز زردي چيست؟


بروز زردي علل مختلفي دارد. گاهي گلبول‌‌هاي قرمز خون خرد مي‌شوند و اين باعث مي‌شود نوزاد پس از مدتي مثلا چند هفته کم‌ خون شود. گاهي ناسازگاري خون مادر و نوزاد (مادر با گروه خوني o، نوزاد با گروه خوني a يا b که به آن ناسازگاري abo گفته مي‌شود) يا ناسازگاري Rh (Rh منفي مادر و Rh مثبت نوزاد) يا وجود گروه‌هاي خون فرعي (اختلاف بين گروه خوني مادر و نوزاد که شيوع کمتري دارد) همچنين فاويسم که در کشور ما شايع است مي‌تواند باعث بروز زردي شود. تمامي اين مسايل مي‌توانند سبب بروز کم‌خوني در آينده شوند. به همين علت پزشک بايد کاملا هوشيار بوده و کم‌خوني را زير نظر بگيرد. همچنين در اثر شرايط ممکن است زردي به سرعت بالا برود و به همين جهت مراجعه سريع بسيار اهميت پيدا مي‌کند.


گاهي اوقات زردي به دليل خوب شير نخوردن نوزاد پيش مي‌آيد. اين خوب شير نخوردن مي‌تواند به دليل آموزش نديدن صحيح و کامل مادر باشد. در اين شرايط مادر پستان را خوب در دهان نوزاد نمي‌گذارد و نوزاد هم خوب شير نمي‌خورد. اين حالت خود در نهايت مي‌تواند سبب بروز زردي و ديگر مشکلات شود.


سلامت: زردي را چگونه مي‌توان تشخيص داد؟


زردي تنها يک علامت دارد و آن زرد شدن سفيدي چشم، بدن و مخاط‌ها است و بايد نسبت به آن کمي حساس بود. گاهي والدين و حتي پزشکان و پرستاران نيز در ارزيابي زردي دچار اشکال مي‌شوند. البته راهنمايي‌هايي وجود دارد. مثلا اگر تنها سر و صورت مبتلا به زردي باشد و سينه و شکم و اندام‌ها زرد نباشد يعني عدد زردي بالا نيست اما هرچه زردي پايين‌تر بيايد حاکي از آن است که ميزان زردي در حال افزايش است و هرچه به پاها برسد يعني عدد زردي بالاتر و نگران‌کننده‌تر است.


در بسياري از موارد ارزيابي چشمي کافي نبوده و پزشکان با دادن آزمايش خون مقدار زردي و نوع زردي را تعيين مي‌کنند. زردي به 2 نوع تقسيم مي‌شود: زردي مستقيم و غيرمستقيم. آنچه اغلب در نوزادان اتفاق مي‌افتد زردي غيرمستقيم است که مي‌تواند به بافت مغزي خسارت بزند. زردي مستقيم چندان مشکل‌ساز نيست مگر اينکه نوزاد مبتلا به عفونت يا ناراحتي کبدي باشد.


البته هميشه زردي تنها علامت نيست. اگر در کنار زردي علايم ديگري مانند بي‌حالي يا شير خوب نخوردن يا بالا و پايين بودن درجه حرارت بدن وجود داشت احتمال خطر بالاتر است و مراجعه به پزشک بايد با سرعت بيشتري صورت بگيرد.


سلامت: زردي ناراحتي حادي است که جاي نگراني دارد يا به سادگي برطرف مي‌شود؟


زردي به مقدار کمي براي نوزادان نه تنها مضر نيست بلکه مفيد هم هست. بنابراين نبايد در اين مورد نگراني وجود داشته باشد مگر اينکه زردي بيش از حد زود شروع بشود يا مقدار آن خيلي بالا برود. ممکن است در نوزادي، زردي به ماه دوم يا سوم بکشد و دوره بهبودي طولاني‌تر شود که اگر آزمايش انجام شود و نشان دهد که نوزاد مشکلات مربوطه را ندارد دليلي بر ناراحتي نيست مشروط به اينکه آزمايش‌هاي لازم صورت گرفته باشد.


در اکثر نوزاداني که دچار زردي مي‌شوند حتي آن دسته که زردي آنها از مرحله فيزيولوژيک مي‌گذرد و اعداد زردي در آنها بالاست، بيماري نگران‌کننده نيست. هر چند لازم است با پزشک مشورت شود. اگر عدد خيلي بالا نباشد و نوزاد چند روز از عمرش گذشته باشد ولي سالم باشد به مادر و پدر توصيه مي‌شود درمان به جاي بيمارستان در منزل و زير دستگاه فوتوتراپي صورت پذيرد.


سلامت: در صورتي که زردي درمان نشود چه عوارضي خواهد داشت؟


اگر شدت زردي بالا باشد و عدد آن به سرعت افزايش يابد و والدين نوزاد را سريع به پزشک ارجاع ندهند ممکن است زردي سبب بروز مشکلات مغزي در نوزاد شود. زردي مي‌تواند در برخي مناطق مغز نفوذ کرده و انواع مشکلات مغزي، فلج مغزي يا ديگر مشکلات را پيش آورد. زردي در عين حال که مشکل شايعي است و براي تعداد زيادي از نوزادان رخ مي‌دهد و اگر به موقع درمان شود مشکلي ايجاد نمي‌کند، چنانچه به موقع درمان نشود، مي‌تواند در درصد پاييني مشکل‌ساز شود.


سلامت: زردي چه موقع غيرطبيعي تلقي مي‌شود؟


اگر زردي در نوزاداني که رسيده هستند سير طبيعي خود را طي کند در روز پنجم يا ششم ناراحتي برطرف مي‌شود. منتها در نوزاداني که نارس هستند اين زردي ممکن است ديرتر ظاهر شده و بهبود ديرتر حاصل شود. به عبارت ديگر زردي ممکن است در کودکان نارس به جاي 5 روز از 10 روز تا 2 هفته طول بکشد تا برطرف شود. در نوزادان رسيده ممکن است عدد زردي به 12 برسد و باز هم موردي طبيعي باشد اما در کودکان نارس اگر اين عدد به 14 برسد طبيعي خوانده مي‌شود. چه در نوزادان نارس چه رسيده اگر زردي خيلي زود ظاهر شود يعني به جاي روز اول و دوم از همان ساعات نخستين بعد از تولد خود را نشان دهد يا دير از بين برود يا اعداد بالا برود مدت آن طولاني شود، فيزيولوژيک يا طبيعي خوانده نمي‌شود.


سلامت: در چه شرايطي به تعويض خون نياز است؟


مقدار زردي و شدتي که در آن نياز به تعويض خون پيدا مي‌شود با توجه به سن بچه و نارس يا رسيده بودن او مختلف است. اگر زردي به اعداد 20، 25 يا 30 برسد اين نوزادان در معرض احتمال تعويض خون قرار مي‌گيرند و در بيمارستان بستري مي‌شوند. حتي اگر اين عدد از يک حد خاصي بالا رفت يا سرعت افزايش زردي خيلي سريع بود يا زمينه بيماري در نوزاد وجود داشت نياز به تعويض خون پيش مي آيد. اگر بچه سالم باشد اعداد بالاي زردي را مي‌تواند تحمل کند و مشکلي براي او به وجود نمي‌آيد، اما اگر نوزاد دچار عفونت باشد، نارس باشد يا تعادل اسيد و باز خون او به هم خورده باشد يا اکسيژن خون در او ناکافي باشد و... نياز به تعويض خون پيش مي‌آيد. به هر حال در شرايطي که نوزاد بيمار است بايد سريع‌تر با زردي او برخورد کرد.


سلامت: زردي را در خانه هم مي‌شود درمان کرد؟


اگر عدد زردي خيلي بالا نباشد و نوزاد چند روزه سالم باشد والدين مي‌توانند درمان را در خانه زير دستگاه فوتوتراپي انجام دهند. تاکيد مي‌کنم دستگاه فوتوتراپي، نه هر لامپي. دستگاه فوتوتراپي لامپ مخصوص و ويژگي‌هاي مخصوصي دارد که بايد آن را از مکان‌هاي معتبر و مطمئن تهيه کرد. اين دستگاه‌ها بايد استاندارد بوده و لامپ‌هاي آن به موقع تعويض شود. کارکرد بيش از 2 هزار ساعت اين لامپ‌ها در کاهش زردي نقش نخواهد داشت. توجه به فاصله اين لامپ‌ها از بدن نوزاد و اينکه لامپ محافظ داشته باشد ضروري است تا در صورتي که شکسته شد، پوست نوزاد را دچار سوختگي يا ديگر عوارض نکند. در اين شرايط به توصيه پزشک آزمايش خون نوزاد در فواصل مختلف تکرار مي‌شود تا ميزان زردي تعيين شود. اگر حال نوزاد مناسب نباشد يا عدد زردي بالا باشد بهتر است درمان در بيمارستان انجام پذيرد.


سلامت: آيا دادن آب قند به نوزاد براي رفع زردي، درست است؟


نه! يک اشتباهي که گاهي پزشکان مي‌کنند اين است که به مادران توصيه مي‌کنند به نوزادشان آب قند يا سرم قندي بدهند. اين کار بسيار مضر است و آب قند مي‌تواند سبب بالا بردن ميزان زردي شود. دادن هرچيز غير از شير مادر به نوزاد هيچ کمکي به رفع زردي نکرده و حتي مي‌تواند مضر باشد. هر چه نوزاد شير بيشتري بخورد زردي او سريع‌تر برطرف مي‌شود.



1389/04/08
سارا جمال آبادي / گپي با همايون اسعديان کارگردان «طلا و مس»؛ از فيلم تا سلامت
طـلا و مـس و ام‌اس
--------------------------------------------------------------------------------

فيلم «طلا و مس» داستان طلبه جواني است که همسرش به بيماري ام‌اس مبتلا مي‌شود و زندگي محقر او با دو فرزند به سراشيبي سخت يک بحران مي‌افتد، يک بحران نه چند بحران! بحران بي‌پولي، بحران گرفتن درس طلبگي يا افتادن به خاکي جاده و باختن... اما دليل اصلي ما براي رفتن به پاي ميز مصاحبه با آقاي همايون اسعديان، کارگردان فيلم، به جز همه اينها بر مي‌گشت به بيماري‌اي که پايه همه اين بحران‌ها روي آن قد علم مي‌کند: بيماري «ام‌اس» که زهرا سادات –نگار جواهريان – مادر خانه به آن مبتلا مي‌شد....


اسعديان که بنا بر گفته خودش– و البته مخاطباني که فيلم ساده و عاشقانه و البته اخلاق مدارانه او را ديده‌اند – مي‌خواسته يک فيلم اخلاقي بسازد، دنيا را از پنجره احساس نگاه مي‌کند و مي‌گويد: «همه ما براي زندگي به دوست داشتن و دوست داشته شدن احتياج داريم؛ به اينکه ببينيم در بحراني کسي هست که به ما کمک مي‌کند و ما را تنها نمي‌گذارد.»
در کارنامه کاري اسعديان، به غير از کارگرداني فيلم‌هايي چون نيش، مرد آفتابي، شب روباه، شوخي، آخر بازي، بچه‌هاي خيابان و...دستيار کارگرداني فيلم‌هاي روز فرشته، دو همسفر، زير بام‌هاي شهر و عکاسي فيلم‌هاي جهيزيه‌اي براي رباب، صعود، غريبه و مار و... هم ديده مي‌شود.
سلامت: در مصاحبه‌اي که با تهيه‌کننده فيلم– آقاي منوچهر محمدي –انجام شده بود خواندم که قرار بوده بيماري زهرا سادات (نگار جواهريان)، بيماري کليه باشد اما بنا بر پيشنهاد شما تبديل مي‌شود به بيماري ام‌اس؛ چرا؟
خب دليل اين موضوع برمي‌گردد به اينکه در فيلم طلا و مس نقش اول که طلبه جواني قرار بود درس اخلاق و زندگي را بگيرد و من فکر کردم اين موضوع با اينکه زهرا سادات بيماري کليه داشته باشد جور در نمي‌آيد. به نظر من خريد و فروش کليه يک عمل غيراخلاقي در هر حالتي است حتي اگر خريدار و فروشنده کليه هر دو در حالت اضطرار باشند.
سلامت: به هر حال اين اتفاق بايد بيفتد تا دو زندگي نجات پيدا کند؛ يکي از لحاظ مادي و يکي از لحاظ اقتصادي؟!
شايد حرف شما درست باشد اما من به شخصه با اين موضوع مشکل دارم چه خريدار باشم و چه فروشنده. اگر خريدار باشم دارم تکه‌اي از وجود يک فرد را در قبال پول از او مي‌گيرم در حالي که مي‌توانم اين پول را به او بدهم و يا اگر هم فروشنده باشم باز دارم تکه‌اي از وجودم را با پول معاوضه مي‌کنم.
سلامت: نمي‌خواستيم در اين مورد بحث کنيم اما واقعا کساني که اين کار را مي‌کنند در حالت اضطرار هستند و در اين شرايط نمي‌توان اسم کار غيراخلاقي روي اين عمل گذاشت.
من هم نمي‌گويم اين افراد کار غيراخلاقي انجام مي‌دهند. درباره خودم مي‌گويم که اگر در اين شرايط قرار بگيرم از خانواده‌ام کليه مي‌گيرم يا اگر عضوي از خانواده کليه بخواهد من به او کليه مي‌دهم و اگر شرايط‌اش را داشته باشم حاضر به خريد کليه در قبال پول نمي‌شوم.
سلامت: پس برگرديم به فيلم طلا و مس... به هر حال بيماري کليه جاي خودش را به بيماري ام‌اس داد؟
بله، البته بعد از سه ماه تحقيق درباره بيماري کليه.
سلامت: با بيماري‌ ام‌اس آشنايي داشتيد؛ مثلا کسي را مي‌شناختيد که اين بيماري را داشته باشد؟
نه خير... تازه وقتي بيماري را انتخاب کرديم شروع کرديم به تحقيق کردن و با مراکز مختلف و پزشکان ارتباط گرفتن و اتفاقا ديديم اين بيماري خيلي مي‌تواند به ما کمک کند چون ويژگي‌هايي داشت که به نوعي دست ما را در فيلم باز مي‌گذاشت براي مانور دادن و مثل بيماري‌هاي ديگر نبود که کاملا دست ما را در پرداخت و به تصوير کشيدن ببندد.
سلامت: دقيقا چه ويژگي‌هايي؟
يکي اينکه لزوما هيچ بيمار ‌ام‌اسي دقيقا شبيه بيمار ديگري نيست در حالي که اکثريت بيماران کليه ويژگي‌هاي مشابه دارند، حتي زمان تحقيق به ما گفتند هر فردي که ‌ام‌اس دارد مي‌تواند ويژگي‌هاي خاص خودش را داشته باشد حمله اين بيماري در افراد مختلف فرق مي‌کند داروها فرق مي‌کند و حتي روحيه افراد هم در بروز بيماري باعث تفاوت آن با ديگران مي‌شود و حتي تا حدود زيادي براي پزشکان هم ناشناخته است و اين باعث مي‌شد اگر حرکتي در طول فيلم بود که دقيقا با وضعيت بيمار شبيه نبود مورد توجه قرار نمي‌گرفت.
سلامت: به شخصه براي‌تان مهم بود که تصوير درستي از يک بيمار را نشان بدهيد؟
اين سوال را مي‌پرسم چون بعضي از همکارهاي شما خودشان را به اين قضيه متعهد نمي‌دانند که اگر بيماري را انتخاب مي‌کنند حداقل در نماي ظاهري به شکل درست و اصولي آن را نشان بدهند.
بله، براي ما مهم بود چون اصلا يکي از دلايلي که بيماري کليه رد شد همين موضوع بود. ما بعد از انتخاب ‌ام‌اس هم تحقيقات و ارتباط‌مان را با مرکز ‌ام‌اس ايران و شخص دکتر صحراييان که خيلي کمک کردند ادامه داديم. در بعضي مراسمي که بود شرکت کرديم و خانم جواهريان با افرادي که اين بيماري را داشتند ارتباط مي‌گرفتند و حتي هنوز هم اين ارتباط برقرار است. چند وقت پيش جشني در مرکز ‌ام‌اس بود و از ما هم دعوت شده بود که رفتيم و فيلم نمايش داده شد و بيماران ‌ام‌اسي هم حضور داشتند و از اينکه فيلمي با اين موضوعيت ساخته شده ابراز خوشحالي مي‌کردند و جالب اين‌جا بود که بعد از نمايش فيلم ما با موردي روبه‌رو نشديم که به ما بگويند جايي از فيلم مشکل دارد چون ديدگاه من اين است که تا آن جايي که امکان دارد بايد تلاش‌مان را بکنيم تا فيلم –البته اگر قرار است فيلم سريالي باشد – مطابق با حقيقت باشد، مثل وقتي که ما در حال ساخت يک فيلم تاريخي هستيم. در پروسه ساخت فيلم تاريخي مي‌شود گفتگوي خصوصي فلان شخص را بر اساس تصورهاي ذهني ساخت اما نمي‌توان کل حقيقت را تغيير داد. درباره ساخت فيلم‌هايي با موضوعيت بيماري‌ها هم همين‌طور است و نمي‌شود کليتي که از بيماري نشان داده مي‌شود اشتباه باشد که به مخاطب اطلاعات غلط بدهد ‌مگر اينکه فيلم ساختاري فانتزي داشته باشد و مخاطب هم از آن انتظار دادن اطلاعات نداشته باشد.
سلامت: گفتيد بحث اخلاقي براي‌تان خيلي مهم بود و...
ببخشيد من يک توضيح ديگر هم دارم.سلامت: خواهش مي‌کنم...
اصغر فرهادي زماني که داشت فيلم رقص در غبار را کار مي‌کرد من مشاور کارگردان و جزو تهيه‌کنندگان کار بودم. کل ماجرا درباره انگشت شخصي بود که مار نيش مي‌زند و مي‌خواستند اين انگشت را پيوند بزنند. در جريان تحقيقات يک روز آقاي فرهادي به اتفاق دستيارشان رفتند يکي از همين مراکز سم مار و با حال خيلي بد برگشتند و گفتند که ما پرسيديم و گفتند امکان پيوند انگشتي که مار نيش زده وجود ندارد و حتي اگر پيوند بخورد کارايي ندارد. من آن جا به اصغر گفتم: «چند نفر اين قضيه را مي‌دانند؟!» گفت: «يعني چي؟» گفتم: «اين قضيه خيلي تخصصي است و اصلا عموميت ندارد. مگر چند نفر از مخاطبان ما قرار است با چنين اتفاقي روبه‌رو بشوند؟»
سلامت: تازه در آن فيلم اين قضيه مارگزيدگي خيلي جنبه نمادين مي‌گرفت و مساله پزشکي‌اش ديده نمي‌شد.
زنده باشيد! دقيقا همين چيزي که گفتيد. اما ما وقتي داريم يک بيمار کليوي را نشان مي‌دهيم، بيماري‌اي که خيلي‌ها از آن اطلاع دارند نمي‌توانيم در اصل قضيه دست ببريم و بگوييم طرف 80 درصد کليه ندارد، دياليز هم نمي‌شود و دارو گياهي مي‌خورد و خوب هم مي‌شود...
سلامت: گفتيد مي‌خواستيد يک بحث اخلاقي را مطرح کنيد... چرا اين بحث بايد توي فضايي مطرح مي‌شد که يک بيمار حضور دارد؟! چون اکثريت ما رفتارمان به هر حال با بيمار خيلي بهتر از يک آدم سالم است.
توي فيلم طلا و مس اصلا به ام‌اس به‌عنوان بيماري نگاه نشده بود بلکه يک بحران بود... ما آدم‌ها هميشه در بحران است که خودمان را نشان مي‌دهيم... من و همسرم ممکن است زندگي خيلي عاشقانه‌اي داشته باشيم اما يک روز يکي از ما تصادف مي‌کند و از گردن به پايين فلج مي‌شود از حالا به بعد است که ما با رفتارثابت مي‌کنيم کي هستيم؟واقعا عاشق هم هستيم يا نه؟! نمي‌خواهم تعيين تکليف براي کسي بکنم اما اين بحران‌ها است که ذات وجودي مارا نشان مي‌دهد.سلامت: اما گاهي اين رفتار لطيف از طرف بيمار ترحم تعبير مي‌شود؟
دقيقا توي فيلم هم اين حرف را از زهرا السادات مي‌شنويم که به شوهرش مي‌گويد: «فکر مي‌کني بچه‌ام؟! نمي‌فهمم دل‌ات برام مي‌سوزه!»
سلامت: خب اين موضوع بد نيست؟بد نيست که توي زمان‌هاي عادي با هم اين قدر خوب نيستيم و به قول معروف هواي هم را نداريم و بعد با پيش آمدن يک بيماري رفتارمان آن‌قدر تغيير مي‌کند که تعبير به ترحم مي‌شود؟
من اين قضيه را بد نمي‌دانم و فکر هم مي‌کنم هر بيماري به اين حس احتياج دارد حتي اگر به شيوه‌اي ترحم باشد و اتفاقا منتظر است ببيند ما اين رفتار را با او داريم يانه؟!
سلامت: مثل وقتي که زهرا سادات با شوهرش درباره زن گرفتن دوباره‌اش بعد از مرگ‌اش حرف مي‌زند...
بله، اما ته دلش نمي‌خواهد اين اتفاق بيفتد و مي‌خواهد جواب منفي بشنود... اينکه قصه است اما مجتبي راعي براي‌مان داستان زندگي يکي از سرداران سپاه را تعريف مي‌کرد که اتفاقا سمت بالايي را هم داشته اما بعد از تصادف همسرش و قطع نخاع شدن از گردن، همه اين سمت‌ها را کنار مي‌گذارد و به مراقبت از همسر و انجام دادن کارهاي خانه، حمام بردن، نظافت و آشپزي و... مشغول مي‌شود. کدام يکي از ما هست که از شنيدن اين داستان خوشحال نشود؟ اما مهم‌تر اين است که کدام يک از ما هست که مرد يا زنِ عمل کردن به اين قضيه باشد؟!
سلامت: به نظر مي‌رسد به اين قصه‌ها خيلي فکر مي‌کنيد و اين فقط به خاطر طلا و مس و داستان اخلاقي احساسي آن نيست.
همين طور است... ما مي‌گوييم منطق خوب است اما خيلي وقت‌ها احساسي عمل مي‌کنيم. منطق به ما مي‌گويد براي همسر بيمارمان پرستار بگيريم و خودمان برويم سراغ زندگي‌مان اما احساس مي‌گويد نه، خودم مي‌خواهم از او مراقبت کنم. ما همه براي ادامه زندگي به اين احساس، به اين دوست داشتن احتياج داريم. به اينکه ببينيم در بحران کسي هست که به ما کمک مي‌کند و ما را تنها نمي‌گذارد. قضيه خيلي بزرگ‌تر از اينهاست. ماتنهاييم! ما در جهان هستي تنهاييم اما با وجود اين تنهايي چه چيزي مارا زنده نگاه داشته؟ دوستي‌هايمان، رفاقت‌هايمان... غير از اين است که هميشه مي‌خواهيم کسي مارا دوست داشته باشد يا ما کسي را دوست داشته باشيم؟ غيراز اين است که اين چيزها ما را سرپا نگاه داشته؟!سلامت:
سلامت بودن هم يک جور سر پا بودن است. قبول داريد؟
بله. سلامت رواني ما است که ما را زنده نگاه مي‌دارد... بالاخره من را کشانديد توي بحث سلامت؟! سلامت: خودتان که ديديد، پيش آمد!
بله خب…من درباره سلامت فيزيکي نمي‌توانم حرف بزنم يا نظري را بدهم اما درباره سلامت رواني مي‌توانم بگويم که ما هر روز آدم‌هايي را مي‌بينيم که نمي‌توانيم تشخيص بدهيم چه مشکل جسمي دارند اما به وضوح مي‌بينيم که مشکل رواني دارند. کافي است وقتي يک اتوبوس در حال حرکت است شما به چهره آدم‌هايش نگاه کنيد... همه گرفته، خموده، خسته! متاسفانه اکثريت ما بيماريم چون داريم تنش‌ها و بحران‌هاي زيادي را تحمل مي‌کنيم اين جا است که به همديگر مي‌گوييم پير شديم و نمي‌دانيم چرا؟! نمي‌فهميم همين تنش‌ها دارند ما را پير و مريض مي‌کنند...شب‌ها خواب آرام نداريم و با خودمان مي‌گوييم فردا چه اتفاقي قرار است بيفتد؟!
سلامت: حالا که خودتان بحث سلامت روان را باز کرديد، يادم افتاد شما توي معدود نقش‌هايي که بازي کرديد يک نقش روان‌‌پزشک هم بوده است؛ درست است؟
بله، توي مجموعه بي‌گناهان دوست عزيزمان آقاي احمد اميني که خيلي هم کوتاه بود.
سلامت: خودتان هيچ‌وقت به روان‌‌پزشک يا روان‌شناس يا مشاور مراجعه کرديد؟
نه.
سلامت: چرا؟ اعتقاد نداريد يا اينکه پيش نيامده؟


نه... نمي‌دانم. شايد باور نداريم، شايد نمي‌شناسيم اين مقوله را و شايد نمي‌توانيم حتي به خودمان اجازه بدهيم که پيش يک روان‌‌پزشک يا روان‌شناس از درونيات‌مان بگوييم و اين يک مقوله فرهنگي است که با نگاه کردن به تفاوت خاطره‌نويسي‌هاي غربي‌ها و شرقي‌ها هم مشخص مي‌شود. آنها خيلي راحت و بي‌دغدغه از خودشان و اشتباهات‌شان و حس‌هاي‌شان حرف مي‌زنند اما ما نمي‌توانيم حتي در خلوت اين کار را بکنيم. خود من که نمي‌توانم و قطعا در زندگي من هم مثل خيلي‌ها چيزهايي وجود دارد که با من به گور خواهد رفت و نزديک‌ترين‌ها هم از آن با خبر نمي‌شوند.


1389/04/07
سرهنگ دکتر عليرضا اسماعيلي استاديار دانشگاه علوم انتظامي/ مقايسه رانندگي زنان و مردان
زنان سالم‌تر مي‌رانند


--------------------------------------------------------------------------------

مردان و زنان رفتارهاي متفاوتي در رانندگي دارند که توجه به ايمني در رانندگي و ريسک‌پذيري آنان را تحت تاثير قرار مي‌دهد. عوامل مختلفي مانند ساختارهاي فيزيولوژيک، شرايط فرهنگي و اجتماعي در اين تفاوت‌ها نقش دارند و هريک از اين موارد در تبيين علت تفاوت‌هاي رانندگي زنان و مردان در جريان تخلف از مقررات و تصادفات موثرند....








تفاوت‌هاي بين مردان و زنان راننده در تصادفات رانندگي در کشورهاي مختلف از جمله در آمريکا، اروپا، آسيا و آفريقا ثبت شده است و نشان مي‌دهد که مردان نسبت به زنان در معرض خطر بيشتري قرار دارند. تفاوت‌هاي مشابهي در عابران پياده زن و مرد در محل زندگي يا کار وجود دارد. تبيين اين تفاوت‌ها با توجه به کفايت و ميزان مهارت رانندگي مردان و زنان ساده نيست. ريشه آنها را بايد در تفاوت‌هاي ريشه‌اي‌تر و در موارد خاصي از رفتار و عملکرد روان شناسي و فيزيولوژيک مردان و زنان جستجو کرد.
مردان بيش از زنان در خطرند


شواهد گسترده‌اي وجود دارد که ثابت مي‌کند مردان، به ويژه مردان جوان، در تمامي فرهنگ‌ها نسبت به زنان رفتارهاي پرخطرتري دارند که بيشتر آن را به صورت مستقيم نشان مي‌دهند. اين موارد رانندگي ايمن را كاملاً تحت تاثير قرار مي‌دهد و رفتارهاي پرخاشگرانه و تهاجمي احتمال ميزان تصادف را بالاتر مي‌برد.
ميزان انحراف رفتاري و تخطي از قانون به شکل قابل ملاحظه‌اي در مردان بيشتر از زنان است. اين مساله در تخطي از قوانين رانندگي شامل سرعت مجاز، سبقت و رانندگي در حال مستي نمود بيشتري پيدا مي‌کند. همچنين به طور متوسط مردان در بسياري از موارد، بيش از زنان جوياي خطر و هيجان هستند. بنيان اين تفاوت سازمان يافته جنسي بيش از آنکه تنها محصول جامعه يا تجربه باشد، پايه‌هاي فيزيولوژيك در زنان ومردان دارد.مردان امروز و ميراث ديروز


تفاوت‌هاي ميان دو جنس، در خصوص تمايل خطر پذيري در حال رانندگي، حداقل در قسمتي از آن، با استفاده از ديدگاه روان‌شناسانه قابل توجيه است. اين مساله نشانگر اين است که مدارهاي عصبي مغز ما با توجه به فرهنگ و جامعه از آن چه در عصر شکار وجود داشت تفاوت شاياني يافته است. جمجمه قرن بيست و يکمي ما در پايه همان ذهن عصر سنگي است و ذهن مردان و زنان در مواردي حياتي از يکديگر متفاوت است. مردان عصر حجر رانندگي نمي‌کردند، اما ميراث شکار، تهاجمي بودن و خطرپذيري گذشته آنها، همان مواردي که باعث بقاي آنها و هم‌عصران‌شان بود، توسط ژن‏هاي‌شان به نسل‌هاي آينده منتقل شده و هنوز در رانندگي‌هاي امروزي نمايان است.
رانندگي و جنسيت


تفاوت شيوه‌هاي رانندگي مردان و زنان به حدي است که رانندگان باتجربه مي‌توانند حتي بدون ديدن راننده اتومبيل از فاصله‌اي زياد جنسيت او را تشخيص دهند. به عبارت ديگرسبک‌هاي رانندگي زنان و مردان تا آنجا متمايز است که مي‌تواند به عنوان معرف جنسيت راننده در نظر گرفته شود.


مردان اغلب سريع، فرز و پرپيچ و خم رانندگي مي‌کنند. آنها از هر فضاي خالي استفاده مي‌کنند و به طور دايم در حال تغيير مسير هستند. در مقابل، زنان آرام، آهسته و مستقيم مي‌رانند. احتياط و صبر و حوصله از مشخصات رانندگي زنان است. ويژگي‌هايي که حرص رانندگان مرد را در مي‌آورد و آنها را به عکس‌العمل وا مي‌دارد، اما ريشه تفاوت شيوه‌ها يا سبک‌هاي رانندگي زنان و مردان در کجاست؟ تمام رانندگان براي دريافت گواهي‌نامه به کلاس‌هاي آموزش رانندگي مي‌روند و امتحان رانندگي مي‌دهند. در اين کلاس‌ها آنها هنجارهاي درست رانندگي يا آنچه در زبان جامعه شناسي هنجارهاي ايده‏آل گفته مي‌شود را آموزش مي‌بينند و امتحان مي‏دهند، اما آنچه در عمل حاکميت دارد، نه هنجارهاي ايده‏آل رانندگي، که هنجارهاي واقعي رانندگي است.


رانندگي در بعضي شهرها هنجارهايي دارد که با هنجارهاي آموزش داده شده در کلاس‌هاي رانندگي تفاوت بسيار دارد. به عنوان مثال در کلاس رانندگي رعايت حق تقدم مبحث مهمي است و آموزشگران مدت زمان طولاني را صرف اين مساله مي‌کنند که در هنگام رسيدن به چهارراه و ديدن تابلوي حق تقدم چه بايد کرد. همچنين کتاب‌هاي آموزش رانندگي تصاوير زيادي کشيده‏اند تا در موارد مختلف مبحث حق تقدم را آموزش دهند، اما همه اينها هنجارهاي ايده‏آل رانندگي هستند؛ هنجارهايي که جامعه آرزو دارد رانندگان بر اساس آنها عمل کنند، اما آنچه در خيابان‌هاي واقعي حکم‏فرماست اين قبيل هنجارها نيست. هنجارهاي واقعي نيز مانند هنجارهاي ايده‏آل ضمانت اجرا دارند، اما ضمانت اجراي آنها بر خلاف هنجارهاي ايده‏آل غيررسمي است. ضمانت اجراي غيررسمي در اين مورد به شکل تحقير، استهزاء و توهين نمود پيدا مي‏کند.


فرضيه من اين است که شيوه‌هاي متفاوت رانندگي زنان شباهت بيشتري به هنجارهاي ايده‏آل رانندگي دارد. در اين معني زنان بر اساس الگوهايي رانندگي مي‌کنند که با هنجارهاي واقعي رانندگي که از طرف مردان پيگيري مي‌شود تعارض دارد. به همين خاطر زنان نظم رانندگي (نظم مبتني بر هنجارهاي واقعي مردان) را بر هم مي‌ريزند و طبيعي است که از جانب عموم رانندگان مرد به اشکال مختلف توبيخ مي‌شوند. زنان در عمل به مواردي که بر اساس هنجارهاي ايده‏آل رانندگي ممنوع است احترام مي‌گذارند. آنها معمولا از سرعت مجاز تجاوز نمي‏کنند، سبقت غيرمجاز نمي‏گيرند، لايي نمي‏کشند، بيش از حد تغيير مسير نمي‏دهند، ورود ممنوع نمي‏روند، چراغ قرمز را رد نمي‏کنند و دقيقا همين موارد است که حرص مردان را درمي‏آورد و ضمانت‌هاي اجرايي غيررسمي را براي آنها به همراه دارد.
زنان و پايبندي به قانون


فکر مي‌کنم اين ويژگي رانندگي زنان با اعمال ديگر آنها هماهنگي دارد. به عنوان مثال به طور کلي زنان کمتر مرتکب انحراف اجتماعي مي‌شوند. آمار دزدي و قتل هميشه در ميان زن‏ها بسيار کمتر از مردهاست و مي‌دانيم که انحراف در جامعه شناسي کارکردگرا معنايي جز تخطي از هنجارها- غالباً ايده‌آل- ندارد. بنابراين شايد بتوان زنان را نماد هنجارهاي ايده‏آل يا وضعيت آرماني دانست که جامعه در سر دارد.


به نظر مي‌رسد اگر اين فرضيه را بپذيريم در نهايت بايد ريشه شيوه متفاوت رانندگي زنان را در وابستگي آنها به جامعه و ارزش‌ها و هنجارهاي ايده‏آل آن بدانيم. به عبارت ديگر از آنجا که زنان بيشتر از مردان به جامعه و امور اجتماعي وابسته‏اند شباهت بيشتري به وضعيت آرماني جامعه دارند. مباحث زيادي مي‌تواند در حول علت يا دليل تفاوت وابستگي زنان و مردان به جامعه و امور اجتماعي شکل گيرد. همچنين وابستگي بيشتر زنان به جامعه واستقلال بيشتر مردان از آن تبعات مثبت و منفي زيادي براي هر کدام از اين دو گروه دارد که مي‏تواند به طور مجزا بررسي گردد. در نهايت آنچنانکه واضح است تفاوت شيوه‌هاي رانندگي زنان و مردان امري نسبي است. زناني هستند که شيوه‌هاي رانندگي آنها شباهت زيادي به شيوه‌هاي رانندگي مردان دارد و مرداني هستند که به شيوه‌هايي نزديک به زنان رانندگي مي‌کنند.



1389/04/07
دکتر علي ملائکه/ دکتر ياشا نهريني/5 خبر داغ جام جهاني از منظر سلامت: ووووزلا vuvuzeala، دوپينگ، تبليغات ضدسلامت فوتبال براي سلامت و نصيحت‌هاي پدرانه
اين بوق‌ها جام‌جهاني را به هم ريخت


--------------------------------------------------------------------------------

هيجان، استرس، فرياد، خشونت... همه اينها در يک مسابقه معمولي فوتبال هم ديده مي‌شود. چه برسد به آنکه آن مسابقه تا حد بازي‌هاي جام جهاني حساس و حياتي شود. بازي‌هاي جام جهاني براي طرفداران هر تيمي حکم مرگ و زندگي دارد. بسياري از تماشاگران چنان در جريان يک بازي غرق مي‌شوند که خيلي‌ چيزها را فراموش مي‌کنند؛ اينکه کجا ايستاده‌اند يا چه مي‌خورند يا اينکه چه رفتاري با اطرافيان خود دارند. تماشاگران فوتبال خيلي چيزها را فراموش مي‌کنند و حفظ سلامت هم يکي از آنهاست. در «سلامت جهان» اين هفته 5 خبر مرتبط با جام جهاني و سلامت را با هم مي‌خوانيم.....





هر دوره از جام جهاني با خود يک نماد بومي را به نمادي جهاني تبديل مي‌کند. شناخته‌شده‌ترين اين نمادها همان موج مکزيکي است که از جام جهاني 1986 مکزيک تا امروز به جا مانده است. حال اگر بخواهيم نماد جام جهاني 2010 آفريقاي جنوبي را بيابيم بدون ترديد آن نماد ووووزلا است.


ووووزلا - بوق يک و نيم متري پلاستيکي- که تماشاگران آفريقاي جنوبي از دقيقه اول بازي تا آخر آن مداوما آن را به صدا در مي‌آورند، به نماد مسابقات جام جهاني فوتبال در آفريقاي جنوبي بدل شده است و البته مخالفت‌هايي را برانگيخته است.


به گزارش خبرگزاري فرانسه بوق ووووزلا يک ابزار ضروري براي طرفداران تيم آفريقاي جنوبي از همان روز آغاز مسابقات با قدرت به کار افتاد. هشت هزار ووووزولا با حداکثر صدا مانند دسته‌اي از زنبورهاي خشمگين بودند که در گوش‌‌ها وزوز مي‌کردند. اين سروصداي ناهنجار را که اهالي آفريقاي جنوبي به آن عادت دارند، نه تنها در مسابقات بلکه در لابي‌ هتل‌ها، فروشگاه‌ها و خيابان‌ها هم مي‌توان شنيد.


فوتبال‌دوستان آفريقاي جنوبي مي‌گويند بدون اين بوق بازي فوتبال براي آنها لذتي ندارد و همان‌طور که در کشورهاي ديگر تماشاگران از اول تا آخر بازي آواز مي‌خوانند، آنها هم از اول تا آخر بازي شيپور مي‌زنند. اما همه افراد از اين شيپورها استقبال نمي‌کنند و فروشگاه‌هاي کيپ‌تاون گوشي‌هاي محافظ «وووو- استاپر» را تمام کرده‌اند.


يکي از فروشندگان محلي مي‌گويد: «من اگر اين جنس را داشتم، 300 جفت از اين محافظ‌هاي گوش را ديروز فروخته بودم و همين امروز هم تنها 200 جفت گوشي داشتم و دارد تمام مي‌شود.»


او افزود که 1000 گوشي ديگر سفارش داده است. يک فروشنده ديگر گفت که هفته گذشته گوشي‌هاي‌اش تمام شده است.


او گفت: «از همين الان کر شده‌ايم.»


گوشي‌ها، که با نام «وووو- استاپ» به بازار فرستاده شده‌اند، برچسبي روي پشت بسته‌شان دارند که روي آن نوشته شده است: «بسيار موثر در مقابل کاهش سر و صدا. موارد کاربرد شامل فوتبال، رگبي يا براي مردهايي که در حين تماشاي بازي‌هاي‌شان نمي‌خواهند صداي غرغر زن‌شان را بشنوند.» آنها مدعي‌اند که ميزان کاهش سر و صداي اين گوشي‌ها 31 دسي‌بل است.


به گفته بنياد جهاني شنوايي مستقر در سوئيس- ابتکار عملي براي افزايش آگاهي در مورد نقصان شنوايي- آزمايش‌ها نشان داده وووزولا در صورتي که با حداکثر حجم صدا و در نزديک گوش به صدا درآيد، 127 دسي‌بل سر و صدا ايجاد مي‌کند که بلندتر از صداي يک اره برقي است (100 دسي‌بل.)


سازمان‌هاي بهداشتي اين وسيله را راهي براي انتقال آسان‌تر ويروس‌هاي سرماخوردگي و آنفلوآنزا اعلام کرده‌اند. از سوي ديگر بازيگران خارجي، مربيان و حتي شبکه‌هاي تلويزيوني از صداي کر کننده اين شيپورها به شدت انتقاد کرده‌اند. صداي تمام‌نشدني شيپورهاي ووووزلا باعث شده که عملا گزارش راديويي بازي‌ها غيرممکن شود. همچنين مربيان و بازيکنان تمرکز لازم را براي تصميم‌گيري‌هاي درست از دست بدهند.


اين قضيه باعث مجادلات آن‌لاين هم شده است. يک ويديوي يوتيوب که در مورد اين شيپور توضيح مي‌دهد به وسيله 250 هزار نفر ديده شده است و به نظر مي‌رسد بسياري از آنها ووووزلا را دوست ندارند. يکي از اين افراد نوشت: «واقعا صدايي مطلقا گوش‌آزار و مفتضح دارد.»


روي فيس‌بوک، صفحات متعددي ايجاد شده‌اند که خواستار جام جهاني عاري از ووووزلا هستند. حتي وب‌سايتي براي خلاصي از اين بوق‌ها اختصاص داده شده است:
www.banvuvuzeala.com


در يک نظرخواهي در حال جريان، از افراد خواسته شده بود در موافقت يا مخالفت استفاده از اين بوق در جام جهاني راي دهند. تا يکشنبه 13 ژوئن 30 هزار نفر خواستار ممنوعيت اين شيپور شده بودند و تنها 6500 نفر خواسته بودند اين بوق باقي بماند، اما رييس فيفا، سپ پلاتر، از اين شيپورها حمايت کرده است و مي‌گويد: «اين رسمي آفريقايي است و جلوگيري از آن نوعي تبعيض به حساب مي‌آيد و سازمان‌دهندگان محلي جام جهاني نيز اصرار دارند که ووووزلا يک نماد قدرتمند اين مسابقات است که براي اولين بار در خاک آفريقا برگزار مي‌شود.»


گفته مي‌شود ووووزلا بر اساس بوق‌هاي کودو است و ريشه در تاريخ آفريقا دارد و براي فراخواندن روستاييان در هنگام گردهمايي‌ها به کار مي‌رفته است. شکل پلاستيکي اين بوق‌ها در سال 2001 ميلادي به توليد انبوه رسيد.


دني جوردان، مدير اجرايي کميته برگزاري جام جهاني 2010 نيز در واکنش به اين اعتراض‌ها اعلام کرده است که محدود کردن يا منع استفاده از اين وسيله در حال بررسي است. به گفته او نواختن ووووزلا هنگام پخش سرود کشورها و اعلام اسامي بازيکنان ممنوع اعلام شده است. کارشناسان بهداشتي شدت صداي بالاي 105 دسي‌بل را به عنوان آلودگي صوتي و عاملي آسيب‌زا براي سلامتي معرفي کرده‌اند. تا لحظه تنظيم اين گزارش تصميم تازه ديگري براي محدوديت ووووزلا وضع نشده است. منبع: AFP


1389/04/07
يک نکته، يک پزشک/ دکتر مسعود کيمياگر متخصص تغذيه و رژيم‌درماني
غذاي‌تان را در 20 تا 25 دقيقه‌ بخوريد


--------------------------------------------------------------------------------

برخي افراد عادت دارند که غذاي‌شان را بسيار آهسته ميل مي‌کنند....


آيا شما هم اين عادت را داريد و يا در خانواده‌تان کسي هست که آن‌قدر کند غذا بخورد که حوصله همه را سر ببرد؟ خيلي‌ها آهسته غذا خوردن را معادل بي‌اشتهايي و يا بي‌علاقگي به غذا وخوردن آن مي‌دانند، در حالي که تنها يک عادت قابل اصلاح است. درباره اين عادت بايد گفت شايد اين موضوع کمي غيرعادي به‌نظر برسد اما از نظر بهداشت و سلامت مشکل‌ساز نيست؛ يعني عارضه جدي را به دنبال ندارد. اصولا گفته مي‌شود آهسته غذا خوردن سبب القاي احساس سيري در فرد مي‌شود اما گذشتن از يک حد و زماني موجب مي‌شود فعاليت برخي آنزيم‌ها مختل شود. بنابراين اين عادت چندان هم توصيه نمي‌شود اما به هر حال مشکل خاصي ايجاد نمي‌کند. يادتان باشد که بهترين حالت اين است که اجازه بدهيم غذا خوردن بين 20 تا 25 دقيقه طول بکشد تا کاملا احساس سيري حاصل شود.


البته طي اين زمان بايد توجه کنيم که ميزان غذاي معيني را بخوريم نه اينکه با تند خوردن بخواهيم ميزان مصرف مواد غذايي‌مان را در اين زمان افزايش دهيم زيرا در اين صورت افزايش وزن و چاقي حتمي خواهد بود. صرف 20 تا 25 دقيقه براي هر 3 وعده غذاي اصلي توصيه مي‌شود، اگر چه صبحانه مي‌تواند کمي کوتاه مدت‌تر صرف شود. در واقع، اين زماني است که پيام سيري به مغز مخابره مي‌شود و گرچه شايد افراد وقت کافي براي صرف اين زمان را نداشته باشند اما به هر حال اين مدت زمان توصيه شده از سوي متخصصان تغذيه است. پس حداقل روزهايي که وقت بيشتري داريد به رعايت اين قانون توجه بيشتري نشان دهيد. فراموش نکنيد که تنها نخوردن يا زياد خوردن مشکل‌ساز نيست، بلکه تکرار عادت‌هاي نه چندان اشتباه هم مي‌تواند بر وضعيت تغذيه‌تان اثر سوء بگذارد.



1389/04/06
حضرت محمد (ص) :
دو چيز است كه كيفر آن را در دنيا مي دهند : ظلم و بدرفتاري با پذر و مادر.

1389/04/06
يکي از شايع‌ترين بيماري‌هايي که در فصل تابستان اوج مي‌گيرد، مسموميت غذايي است که از طريق مواد غذايي آلوده منتقل شده و به شکل وسيع گسترش مي‌يابد. تحقيقات نشان مي‌دهد که در فصل تابستان آمار مراجعه کودکان به مراکز درماني و اورژانس بيمارستاني بر اثر مصرف مواد غذايي آلوده افزايش مي‌يابد.
عدم رعايت مسائل بهداشتي در تهيه، توزيع و مصرف مواد غذايي و بخصوص بي‌دقتي در نگهداري صحيح مواد غذايي در منازل مهم‌ترين عامل بروز مسموميت‌هاي غذايي است البته بايد اين نکته را در نظر داشت که تمام مواد غذايي در فصل تابستان خطرناک نبوده، بلکه تنها برخي از اين مواد غذايي در اثر شرايط موجود مانند نوع ماده غذايي و گرماي هوا امکان آلودگي و باکتري‌زايي دارند، ازاين‌رو مي‌توان به موادي همچون گوشت، مواد لبني، انواع سس‌ها، کنسروها و... اشاره کرد.
مسموميت غذايي نوعي بيماري است که فرد پس از مصرف غذاي آلوده به آن مبتلا مي‌شود، به طوري که سالانه بيش از10 ميليون نفر در کشور ما دچار مسموميت‌هاي غذايي مي‌شوند که 90 درصد اين مسموميت‌ها با عوامل عفوني بسيار خطرناک همراه است و 10 درصد ديگر آن حتي مي‌تواند کشنده باشد.
دکتر معصومه يارجانلي، متخصص بيماري‌هاي داخلي درباره خطر مسموميت‌هاي غذايي مي‌گويد: انواع ميکروب‌ هايي که از طريق خوردن مواد غذايي وارد سيستم گوارش شده يا منجر به ايجاد بيماري مي‌کند، بيشتر در روده کوچک ايجاد عفونت مي‌کند. از زماني که ميکروب وارد بدن مي‌شود تا هنگامي که علامت ايجاد مي‌کند دوره کمون است که در بعضي از افراد کوتاه‌مدت است که از 6ساعت شروع مي‌شود و تا 72 ساعت نيز طول مي‌کشد و در نهايت بسيار خطرساز است.
وي مي‌افزايد: خود باکتري يا ويروس از طريق غذاي آلوده در آب وارد سيستم گوارش مي‌شود يا ميکروب، سمي در داخل مواد غذايي ترشح مي‌کند که با خوردن ماده غذايي، بيمار به مسموميت غذايي دچار مي‌شود. مسموميت‌هاي غذايي را نمي‌توان دست کم گرفت چرا که در برخي مواقع حتي کشنده است.
*نشانه‌ها
مسموميت‌هاي غذايي قابل پيشگيري است، البته با رعايت کامل نکات بهداشتي و تشخيص سالم بودن غذا مي‌تواند کاهش پيدا کند. مسموميت‌هاي غذايي بيش از هر بيماري ديگر سلامت مردم را به خطر مي‌اندازد.
دکتر يارجانلي معتقد است: شدت نشانه با توجه به سن و وضعيت سلامتي بدن متفاوت است، اين علائم در سالمندان و نوزادان مي‌تواند خطرناک‌تر باشد، البته رعايت ايمني غذايي مي‌تواند در جلوگيري از مسموميت غذايي کمک کند.
وي با بيان اين‌که مهم‌ترين نشانه‌هاي مسموميت‌هاي غذايي مربوط به عملکرد دستگاه گوارش و تاثير سموم بر سيستم اعصاب مرکزي است، مي‌گويد: مسموميت غذايي به طور معمول بعد از چند ساعت پس از مصرف غذا با علائمي مانند تب، سردرد، خواب‌آلودگي، دردهاي عمومي بدن، ضعف بنيه، تهوع، استفراغ، دل‌درد و دل‌پيچه، اسهال، افت فشارخون، کندي ضربان قلب، تشنج و حملات عصبي همراه است.
*راه‌هاي درمان و پيشگيري‌
اغلب مسموميت‌هاي غذايي نياز به درمان خاصي ندارند، اما نکته‌اي که در اين بيماري بسيار مهم است، از دست رفتن مقدار زيادي از آب بدن و همچنين ضعف بنيه است، ازاين‌رو تا زماني که سم به طور کامل از بدن خارج شود، با سرم خوراکي که حاوي نمک و آب هست مي‌توان کمبود آب در بدن بيمار را جبران و از آسيب کليوي در فرد جلوگيري کرد.
دکتر يارجانلي با بيان اين مطلب مي‌افزايد: نکته‌اي که در مسموميت‌هاي غذايي بسيار مهم است، از دست دادن آب بدن و کاهش مايعات بدن در اثر تهوع و استفراغ است. در اين بيماري بچه‌ها خيلي آسان آب بدنشان را از دست مي‌دهند که نوشيدن مقدار فراوان مايعات کمک زيادي به درمان مي‌کند.
وي تاکيد مي‌کند: براي توقف استفراغ يا اسهال، خوراندن داروهاي خودسرانه به بيمار ممنوع است، چون درمان علائم بيماري مي‌تواند دوره ابتلا را طولاني‌تر کند.
به گفته وي، البته بايد اين نکته را در نظر داشت که در صورت وجود اسهال، آب خالي توصيه نمي‌شود؛ چرا که آب نيز در صورت عدم رعايت نکات بهداشتي مي‌تواند جزو خطرناک‌ترين مسموميت‌هاي غذايي باشد. بيشتر آبي که مقداري نمک در آن باشد يا سرم و دوغ توصيه مي‌شود چون آب نيز مي‌تواند به تنهايي مسموميت ايجاد کند.
مواد غذايي حاوي پروتئين و چربي داراي طيف وسيعي از ميکروب‌هاي عفوني است. براي جلوگيري از ابتلا به مسموميت غذايي بخصوص در اين فصل بايد اقدامات لازم انجام شود. در صورت وجود خون در مدفوع، استفراغ و تب بالا 5/38 درجه) از دست دادن مايعات بدن و يا در مواردي که علائم بيش از يک روز طول بکشد بايد حتما به پزشک مراجعه شود.


نويسنده: زهرا ناصري خواه

1389/04/06
ای گوهر نام تو تاج سر دیوان‌ها
ذکر تو به صد عنوان آرایش عنوان‌ها
در ورطه‌ی کفر افتد انس و ملک ار نبود
از حفظ تو تعویضی در گردن ایمانها
ای کعبه‌ی مشتاقان دریاب که بر ناید
مقصود من گم ره از طی بیابان‌ها
جان رخش طرب تازد چون ولوله اندازد
غارت گر عشق تو رد قافله‌ی جان‌ها
شد در ره او جسمم با آن که ز خوبان بود
این کشتی بی‌لنگر پرورده‌ی طوفان‌ها
آن ابر کرم کز فیض مشتاق خطا شوئیست
حاشا که بود در هم ز آلایش دامان‌ها
چون محتشم از دردش می‌کاهم و می‌خواهم
رنجوری خود در خود مهجوری درمان‌ها


1389/04/02
امام موسي كاظم (ع) :
از خدا بترس و حق را بگوي گرچه موجب نابودي تو شود .

1389/04/02
دانشمندان اعلام کردند: میزان مرگ و میر یک سال اول زندگی در کودکانی که پدرانشان در زندگی آنها حضور ندارند چهار برابر کودکانی است که پدر در کنار آنها زندگی می کند.



به گزارش واحد مرکزی خبر به نقل از خبرگزاری یونایتدپرس، محققان دانشگاه فلوریدای جنوبی می گویند حضور پدر در خانواده در سال اول تولد ، تاثیر بسزایی بر سلامت نوزادان دارد.

بر اساس این مطالعه که نتایج آن در شماره اخیر نشریه سلامت جامعه منتشر شده است ، حضور نداشتن پدر در دوران بارداری مادر ، خطر تولد نوزادان نارس را نیز افزایش می دهد.

دکتر آمینو آلیو سرپرست گروه محققان گفت: مطالعه ما نشان می دهد نبود پدر در خانواده در طول بارداری مادر نکته مهمی است و نوعی خطر بالقوه برای افزایش خطر مرگ و میر نوزادان محسوب می شود.




1389/04/02
گوگل قابلیت OCR یا تشخیص نوری کاراکتر را به سرویس Google Docs اضافه کرد. بدین ترتیب از این پس پلتفرم «گوگل داکس» میتواند حروف‌ و کاراکتر‌های موجود در یک فایل PDF و یا تصویری را بخواند و به یک فرمت متنی قابل ویرایش تبدیل کند.

البته OCR گوگل بسیار دقیق عمل نمی‌کند. حتی اگر کاراکتر‌های تایپ شده در یک تصویر توسط کامپیوتر تولید شده باشند همچنان احتمال خطا در پروسه تبدیل وجود دارد. اما همچنان بدلیل سرعت عمل و دقت بالا، این سرویس کمک شایانی در صرفه جویی وقت می‌کند زیرا که کاربر میتواند خطا‌ها را بطور دستی تصحیح کند.

از این پس در هنگام ارسال عکس یا فایل PDF در پلتفرم Google Docs با سوال «تبدیل متن از عکس/پی دی اف به فایل متنی» مواجه خواهید شد.

وبلاگ غیر رسمی ترفندهای گوگل این سرویس را آزمایش کرده است و بر طبق عکس زیر تنها ۱۰٪ از متن تصویری بطور اشتباه تبدیل گردیده است و شمایل فرمت فایل حفظ نشده است.

ارسال شده توسط فرهاد جعفری

1389/04/02
رفتم به راه صفت دیدم به کوی صفا
چشم و چراغ مرا جائی ئشگرف و چه جا
جائی که هست فزون از کل کون و مکان
جائی که هست برون از وهم ما و شما
صحن سراچه‌ی او صحرای عشق شده
جان‌های خلق در او رسته به جای گیا
از اشک دلشدگان گوهر نثار زمین
وز آه سوختگان عنبر بخار هوا
دارندگان جمال از حسن او به حسد
بینندگان خیال از نور او به نوا
رفتم که حلقه زنم پنهان ز چشم رقیب
آمد رقیب و سبک در ره گرفت مرا
گفتا به حضرت ما گر حاجت است بگو
گفتم که هست بلی اما الیک فلا
هم خود ز روی کرم برداشت پرده و گفت
ای پاسبان تو برو، خاقانیا تو درا


1389/04/01
مشعل داران دین(روز تبلیغ و اطلاع رسانی دینی)

----------------------------------------------------------------
اشاره
اول تیرماه، هم زمان با سالروز تشکیل سازمان تبلیغات اسلامی، روز تبلیغ و اطلاع رسانی دینی نام گرفته است؛ رسالتی که توجه به آن در دنیای کنونی و با توجه به تهاجم فرهنگی استکبار، اهمیتی دوچندان یافته؛ چرا که دشمن در کمین فرهنگ و دین جهان اسلام بوده و در صدد القای بی هویتی بر جامعه جهانی، به ویژه جهان اسلام است. از این رو، در این مقاله برآنیم تا با نگاهی به جایگاه دینی تبلیغ، ارزش و اهمیت آن را بیش از پیش نمایان سازیم.

واژه شناسی
«تبلیغ»، از ریشه «بلوغ» و «بَلاغ»، به معنای رساندن کامل پیام، خبر، اندیشه و سخن به دیگری است و «مبلّغ»، کسی است که با همه توان تلاش می کند تا موادّ تبلیغی همراه خود را به مقصد نهایی ـ که اندیشه و دل مخاطب است ـ برساند.

در قرآن کریم، واژه «تبلیغ» و مشتقّات آن، 27 بار تکرار شده است. البته عناوین دیگری مانند: هدایت، دعوت، موعظه، تبشیر، تخویف، انذار، امر به معروف و نهی از منکر نیز با عنوان تبلیغ، ارتباط نزدیک دارند، اما هیچ یک، از بار فرهنگی واژه «تبلیغ» در انتقال پیام ها برخوردار نیستند. از نگاه قرآن و احادیث اسلامی، رساندن پیام های سازنده خداوند مهربان به اندیشه و دل مردم، مهم ترین وظیفه پیامبران الهی و ادامه دهندگان راه آنان است.

ضرورت تبلیغ
رساندن پیام های زندگی آفرین خداوند، رسالتی بزرگ است که دست های یاری دهنده همگان را می طلبد. آن چه امروزه جایگاه و اهمیت تبلیغ را بیش از پیش می سازد، تلاش مستمر و بی وقفه سازمان های استعماری، با تکیه بر بودجه های کلان، برای ترویج دین های منسوخ، به منظور کم فروغ ساختن نور اسلام و دست های آشکار و پنهان شیاطین در ویران ساختن بنیاد عقیده و اخلاق با ایجاد شبهه در مبانی دینی و ترویج مفاسد اخلاقی است که مسؤولیت همگان را برای رساندن پیام های نورانی اسلام به سرزمین تفتیده دل های مردم، به ویژه جوانان و نوجوانان دو چندان می سازد.

ضرورت تبلیغ در کلام رهبر
مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ای، با توجه به ضرورت امر تبلیغ می فرمایند: «برای این که بتوانیم بر فرهنگ غلط غربی غلبه کنیم و فرهنگ غنی اسلامی را ـ که بهترین و بزرگ ترین فرهنگ دنیا است ـ جای گزین آن سازیم، واجب است که نخست ایمان اسلامی در ذهن مردم و اندیشه های نو اسلامی به مردم ارائه شده و سپس این فکر با این پشتوانه به دنیا عرضه شود».

تبلیغ، تکلیف دینی
تبلیغ و رساندن پیام دین به مردم، وظیفه ای شرعی و همگانی است که با انجام دادن آن توسط یک گروه از مسلمانان، از دیگران برداشته می شود. قرآن کریم در آیات متعددی، با توصیه به دعوت مردم به سوی خداوند از رهگذر موعظه، حکمت و جدال احسن، آن را نیکوترین سخن بر شمرده و با آوردن آیه ای که کوچ کردن به قصد فراگیری دین را بر عده ای واجب می کند، تبلیغ دین را هدف نهایی فراگیری دانش دینی دانسته است. در نمونه ای از آیات می خوانیم: «و شایسته نیست مؤمنان، همگی کوچ کنند. پس چرا از هر فرقه ای از آنان، دسته ای کوچ نمی کنند تا [دسته ای بمانند و] در دین آگاهی پیدا کنند و قوم خود را ـ وقتی به سوی آنان بازگشتند ـ بیم دهند؛ باشد که آنان [از کیفر الهی] بترسند»

ارزش تبلیغ
آگاه سازی بندگان از دین و پیام های سازنده آن، چنان ارجمند و والاست که رسول خدا صلی الله علیه و آله به پیشوای پارسایان فرمود: «ای علی! اگر خداوند به دستان تو انسانی را هدایت کند، از آن چه خورشید بر آن تابیده برای تو بهتر است». هم چنین در روایت دیگری چنین نقل شده است: روزی داوود پیامبر علیه السلام ، به تنهایی به صحرا رفت. خداوند به او وحی فرستاد: ای داوود! چرا تو را تنها می بینم؟ داوود گفت: «خدایا! اشتیاق من به دیدار تو زیاد شده و خَلق تو میان من و تو فاصله انداخته است». خداوند به او وحی فرستاد: «به سوی مردم بازگرد که اگر بنده گریز پایی را نزدم آوری، نام تو را در لوح به زیبایی ثبت خواهم کرد».

گروه های تبلیغی در آغاز اسلام
یکی از برنامه های فرهنگی پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله ، تشکیل گروه های تبلیغی و اعزام آن ها به میان قبایل و مراکز جمعیت بود که دل های قبایل بی طرف را به سوی معارف اسلام می کشاند.

مبلّغان ورزیده که حافظ قرآن و احکام و سخنان پیامبر بودند، به قیمت جان خود، عقاید اسلامی را با روشن ترین بیان و واضح ترین روش به گوش مردم دور دست می رساندند. در این میان، برخی از قبایل وحشی و پست، با گروه تبلیغی که نیروهای معنوی اسلام بودند و هدفی جز ترویج خداپرستی و ریشه کن ساختن کفر و بت پرستی نداشتند، از در حیله و تزویر وارد شده، آنان را به وضع رقّت باری به قتل می رسانیدند.

فضیلت مبلّغ
از نگاه قرآن و حدیث، مبلّغ دین جایگاهی عظیم داشته و از او به بزرگی یاد شده است. در آیه 33 از سوره فصلت، خداوند متعال می فرماید: «و کیست خوش گفتارتر از آن کس که به سوی خدا دعوت نماید و کار نیک کند و گوید: من [در برابر خدا] از تسلیم شدگانم؟».

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نیز در توصیف مبلّغان دین فرمودند: «بهترین امّت من کسی است که به سوی خداوند متعال فرا خوانَد و بندگانش را با او دوست سازد».

دعای پیامبر صلی الله علیه و آله برای مبلّغان
در تبیین اهمیت مبلّغان دین، حضرت علی رضی الله عنه به بیان خاطره ای از رسول خدا صلی الله علیه و آله پرداخته و می فرمایند: «رسول خدا صلی الله علیه و آله سه بار فرمود: خداوندا! به جانشینانم رحمت فرود آور. گفته شد: ای رسول خدا! جانشینان شما کیان اند؟ فرمود: آنان که حدیث و سنّت مرا تبلیغ می کنند و آن ها را به امت من می آموزند». با توجه به این روایت زیبا که در آن، از مبلغان دین با عنوان جانشینان پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله یاد شده، درمی یابیم که مهاجرانِ فرهنگ دین، در اسلام از موقعّیتی سترگ و شایسته تکریم برخوردارند.

سیره تبلیغی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله
استاد اندیشمند، شهید مرتضی مطهری درباره سیره تبلیغی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می نویسد: «پیامبر اسلام، در تبلیغ اسلام سهل گیر بود، نه سخت گیر؛ بیش تر بر بشارت و امید تکیه می کرد تا بر ترس و تهدید. در کار تبلیغ اسلام تحّرک داشت؛ به طائف سفر کرد. در ایّام حج در میان قبایل می گشت و تبلیغ می کرد. یک بار علی علیه السلام و بار دیگر مَعاذ بن جَبَل را به یمن برای تبلیغ فرستاد. مُصعَب بن عُمیر را پیش از آمدن خودش برای تبلیغ مردم مدینه به مدینه فرستاد. گروه فراوانی از یارانش را به حبشه فرستاد. در سال ششم هجری، به سران کشورهای جهان نامه نوشت و نبوت و رسالت خویش را به آن ها اعلام کرد. در حدود صد نامه از ایشان باقی است که به شخصیت های مختلف نوشته است».

پاداش مبلّغ
مبلّغ، در ازای کاری که انجام می دهد، از پاداش های گران سنگی چون دوستی خداوند و بهشت برین برخوردار می گردد. رسول خدا صلی الله علیه و آله به ما آموخت که: «خدا را برای مردم محبوب سازید تا خداوند، شما را دوست داشته باشد». ایشان در کلام گهر بار دیگری می فرماید: «هر کس حدیثی را به امّتم برساند که با آن، سنّتی را بر پا دارد یا بدعتی را در هم شکند، بهشت، از آنِ او خواهد بود». بر پایه آموزه های دین، مبلغ در پاداش عمل دیگران به آموخته هایش شریک خواهد بود، تا آن جا که پیامبر فرمودند: «شخصی روز قیامت می آید در حالی که نیکی های او به سان ابر متراکم یا هم چون کوه های استوار است. می گوید: پروردگارا! چگونه این ها از من است، در حالی که بدان ها عمل نکرده ام؟! خداوند می فرماید: این دانش توست که به مردم آموختی و پس از تو بدان عمل شده است».

دین شناسی، گام اول
اولین گام در راستای تبلیغ مطلوب، آگاهی مبلّغ از دین و ابعاد نورانی آن است. در روایات بسیاری به این مسأله اشاره شده و دین شناسی را مقدمه دین آموزی معرفی کرده اند. رسول خدا صلی الله علیه و آله در این باره می فرمایند: «دین خداوند متعال را تنها کسی یاری می رساند که به تمام جوانب آن احاطه داشته باشد». هم چنین امام علی علیه السلام فرمودند: «حافظان دین خداوند، کسانی هستند که دین را به پا می دارند و یاری می رسانند و به تمام جوانب آن احاطه دارند و آن را برای بندگان خدا حفظ و مراقبت می کنند».

آبادگران حدیث
یکی از برنامه های پرشکوه مبلغان دین در اطلاع رسانی دینی، انتقال پیام ها و مفاهیم انسان ساز اهل بیت علیه السلام است؛ سخنانی که هر کدام به سان کلیدهایی طلایی، می توانند گشاینده بسیاری از درهای بسته و برون آورنده انسان از بن بست های زندگی باشند. امام رضا علیه السلام در این باره چه زیبا می فرمایند که: خداوند رحمت کند آن بنده ای را که امر ما را زنده کند. پرسیده شد: چگونه امر شما را زنده کند؟ فرمود: «علوم ما را فرا گیرد و به مردم بیاموزد؛ که اگر مردم زیبایی های گفتار ما را می دانستند، از ما پیروی می کردند». بی تردید سخن زیبا را باید زیبا هم بیان کرد تا جان های تشنگان را شفا بخش گردد.

بایسته های مبلّغ
با نگاهی به آموزه های دینی، به شرایطی برمی خوریم که برای یک مبلّغ دین ضروری دانسته شده است؛ ویژگی هایی چون اخلاص، شجاعت، پایداری، سعه صدر، راستگویی، شکیبایی، فروتنی، ادب، خیرخواهی، مدارا، آگاهی، انتقاد پذیری، نرم خویی، مهربانی، درد آشنایی، آراستگی، ساده زیستی، برخورداری از نظم و دیگر شرایط که رعایت هر کدام در انجام وظیفه تبلیغی، ضروری و مؤثر خواهد بود.

آشنایی به زبان های زنده دنی
یکی از مسائل مطلوب برای مبلغان دینی، آشنایی با دست کم یکی از زبان های زنده دنیاست. امروزه با توجه به رشد جهانی انقلاب اسلامی و نیز تشنگی معنوی مردم دنیا، چنان چه مبلغان اسلام ناب محمّدی، توانایی رساندن پیام انقلاب و نظام اسلامی را به دست آورند، تأثیری دوچندان بر بشر خسته از ستم استعمارگران خواهند گذاشت. مقام معظم رهبری با توجه به این ضرورت فرمودند:«امروز جمهوری اسلامی به کسانی که بتوانند به زبان های زنده دنیا صحبت کنند و معارف الهی و پیشرفت های فکری و فرهنگ اسلامی را به مردم دنیا برسانند، احتیاج دارد».

تبلیغ با زبان و قلم
عنصر اصلی تبلیغ، ارتباط با بندگان خداست. در ایفای رسالت تبلیغی و جهت برقراری ارتباط، از دو وسیله زبان و قلم می توان سود جست. «در دین مقدس اسلام، هم قلم ارزش دارد و هم نوشته و قلمِ سبک، تاریخ سنگینی را به نسل آینده منتقل می کند». در کنار این، استفاده از بیان و شیوه سخنرانی نیز در رساندن پیام های دینی، جایگاهی دیرینه داشته و مردم الفتی با منبر و وعظ و سخنرانی داشته و دارند. بر مبلّغ دین است که از این دو شیوه به نحوی شایسته و بایسته سود جسته و به ارشاد مردم بپردازد.

هنر و تبلیغ
استفاده از روش های القای غیر مستقیم برای تأثیر گذاری بر مخاطبان، می تواند در اطلاع رسانی دینی نیز سودمند باشد؛ روش هایی چون فیلم، کارتون، تئاتر، نقاشی، خط، بازی های رایانه ای، مسابقه و سایر شیوه هایی که پیام دین را به زبان روز و به گونه ای غیرمستقیم بیان دارد.

استفاده از شیوه های نوین در تبلیغات مسموم جامعه های غربی، امری آشکار بوده و یکی از عوامل تاثیرگذاری آن ها بر جوامع دیگر، به ویژه نسل جوان کشورها می باشد.

تأکید مقام معظم رهبری بر استفاده از هنر
مقام معظم رهبری، استفاده از هنر را برای انتقال پیام دین، انقلاب و نظام اسلامی، امری حتمی و ضروری دانسته و همه هنرمندان متعهد را برای تلاش در این جهاد مقدس فراخوانده اند. ایشان در یکی از دیدارهایشان با هنرمندان فرمودند: «اگر یک انقلاب، یک فرهنگ، یک تمّدن و یک حقیقت به میدان هنر راه نیابد و از شیوه های هنری برای مطرح شدن بهره گیری نکند، آن انقلاب، فرهنگ و تمّدن، در جامعه رشد نخواهدکرد». ایشان هم چنین در جایی فرمودند: «هنر، بهترین و رساترین وسیله تبلیغ است».

مبلغان و نسل جوان
یکی از ضرورت های تبلیغی، توجه به نسل جوان و آشنایی با نیازمندی های روحی و روانی آن هاست. بی گمان، راه روشنی که جوانان امروز و هر روز جامعه دینی را به ارمغان جاودان و سعادت آفرین می رساند، تنها ارائه جلوه های زیبای دین داری، فراهم سازی فضای پرجاذبه معنویت اندیشی و بیان آموزه های زنده، پویا و هم سو با جاذبه های فطری، احتیاجات روحی و توان مندی های جسمی خواهد بود. جوانان، ارزش های واقعی و معارف روشنگر مذهبی را با قالبی نو، به روز، پرتنوع و همراه با هم زبانی و مهربانی می طلبند و شیفته دین باوری، فضیلت پذیری، احساس خداجویی، خداپرستی و درست فهمی مبانی دینی اند.

سفارش امام
حضرت امام خمینی رحمه الله ، درباره پیوند جوانان و روحانیان می فرمایند: «از روحانیون عظیم الشأن تقاضا دارم که با طبقات جوان به چشم عطوفت و پدری نظر کنند». «با روی گشاده و آغوش باز حرف های آنان را بشنوند و اگر بیراهه می روند، با بیانی آکنده از محبت و دوستی، راه راست اسلامی را نشان آن ها دهند و باید به این نکته توجه کنید که نمی شود عواطف و احساسات معنوی و عرفانی آنان را نادیده گرفت و فورا رنگ التقاط و انحراف بر نوشته هایشان زد و همه را یک باره به وادی تردید و شک انداخت».


پدیدآورنده: ابراهیم اخوی

page 12 from 39
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 | 32 | 33 | 34 | 35 | 36 | 37 | 38 | 39