كشف حجاب؛ چهره سیاسی و فرهنگی استعمار در ایران

تاریخ ایران نشان می‌دهد كه كشف حجاب، نه امتداد طبیعی تحولات اجتماعی، بلكه نتیجه برنامه‌ای دستوری و تقلید از غرب بود. این طرحِ استعماری با مقاومت گسترده اقشار مردم و به خصوص زنان ایرانی مواجه شد.

1404/10/17
|
12:54
|

حجاب و پوشش همواره بخشی از فرهنگ و هویت ایرانیان بوده است. تنها گسست جدی در این سیر تاریخی، به دوره رضاخان بازمی‌گردد. دوره‌ای كه طی حدود شش سال، سیاست رسمی مقابله با حجاب از طریق زور و سركوب دولتی اجرا شد. پس از تضعیف این سیاست‌ها، زنان و نیرو‌های اجتماعی و دینی، آگاهانه به حجاب بازگشتند. با این حال، در برخی مناقشات سال‌های اخیر، این پیشینه تاریخی نادیده گرفته شده و حجاب به اشتباه پدیده‌ای صرفاً وابسته به دوره پس از انقلاب اسلامی معرفی شده است. در حالی كه ریشه‌های آن عمیقاً تاریخی، فرهنگی و دینی است.

حجاب به عنوان مقوله‌ای ریشه‌دار، فطری و فرهنگی، همواره با هویت انسان، به‌ویژه زنان، پیوندی عمیق داشته است. از همین منظر، ادیان الهی علی‌رغم تفاوت‌های ظاهری، در برخی اصول اساسی اشتراك دارند. یكی از این اصول مشترك، مسئله پوشش و حجاب است. موضوعی كه نه تنها در دین اسلام، بلكه در ادیان پیشین همچون یهودیت و مسیحیت نیز جایگاهی روشن و الزام‌آور داشته و دارد. در این ادیان، حجاب امری اخلاقی، دینی و اجتماعی تلقی شده و برای آن حدود و ضوابط مشخصی تعریف و تعیین شده است.

فطری بودن عفاف و پوشش

حجاب و پوشش در تمامی ادیان و مذاهب الهی جایگاهی ویژه دارد و یكی از مهم‌ترین دلایل این اشتراك، فطری بودن عفاف و میل به پوشیدگی در انسان است. گرایش به حفظ حریم، امری ریشه‌دار در فطرت انسانی به ویژه در سرشت زنانه به شمار می‌آید. بر همین اساس، ادیان الهی با توجه به این ویژگی فطری، پوشش زن را ضرورتی اجتماعی و اخلاقی دانسته و جامعه انسانی را به رعایت آن فراخوانده‌اند. هماهنگی احكام دینی با فطرت انسان موجب شده است كه اصل حجاب، ارزشی مشترك در تمامی ادیان آسمانی محسوب شود.

جایگاه حجاب در یهودیت و مسیحیت

یهودیت به مسئله پوشش زنان توجه خاصی مبذول داشته است. در متون یهودی از پوشش‌هایی همچون چادر، برقع و روبنده یاد شده و در داستان عروس یهودا، به پوشاندن صورت و بدن اشاره شده است. همچنین در تورات بر تفكیك پوشش زن و مرد تأكید شده و پوشیدن لباس جنس مخالف امری ناپسند و خلاف شریعت الهی دانسته شده است. این تصریحات نشان می‌دهد كه لزوم پوشیدگی زنان و تمایز پوشش زن و مرد، از احكام صریح دین یهود محسوب می‌شود.

در مسیحیت نیز، نه تنها این احكام منسوخ نشد، بلكه در برخی آموزه‌ها با تأكید بیشتری استمرار یافت. متون مسیحی، زنان را به رعایت حیا، پوشش كامل و پرهیز از آرایش افراطی دعوت می‌كنند. در انجیل بر این نكته تأكید شده است كه زنانِ دیندار باید زینت خود را نه در ظواهر و زیورآلات، بلكه در اعمال صالحه و رفتار شایسته جست‌و‌جو كنند.

در همین راستا، دكتر حكیم الهی، با استناد به دیدگاه اسقفان و متفكران مسیحی، حجاب كامل زن را عاملی بازدارنده از نگاه‌های آلوده و انحرافات اخلاقی معرفی می‌كند. همچنین جرجی زیدان، اندیشمند مسیحی، تصریح می‌كند كه پوشاندن بدن زن، پدیده‌ای تاریخی است كه پیش از اسلام و حتی پیش از مسیحیت رواج داشته و آثار آن تا دوران جدید در اروپا باقی مانده است.

حجاب در تاریخ ایران

حجاب در ایران نیز مقوله‌ای تاریخی و متأثر از عوامل متعددی همچون اقلیم، فرهنگ، باور‌های دینی و ساختار‌های اجتماعی است. شواهد تاریخی نشان می‌دهد كه پیش از ورود اسلام، اشكال مختلفی از پوشش و حجاب در میان ایرانیان رواج داشته و میزان و نوع آن در دوره‌های مختلف و میان طبقات اجتماعی متفاوت بوده است.

با ورود اسلام به ایران، حجاب شكل منسجم‌تر و نظام‌مندتری یافت و به‌منزله بخشی از هویت فرهنگی و دینی جامعه ایرانی تثبیت شد. این روند در دوره‌های مختلف تاریخی، به‌ویژه در حكومت‌های اسلامی، تداوم یافت و در دوره صفویه به اوج خود رسید. به‌گونه‌ای كه حجاب زنان به طور گسترده اجرا می‌شد و حضور آنان در فضا‌های اجتماعی عمدتاً با تفكیك جنسیتی همراه بود.

طرح كشف حجاب؛ دی ماه 1314

در دوره جدید، قدرت‌های استعماری غربی برای نفوذ فرهنگی و اقتصادی در جوامع شرقی، تضعیف باور‌های دینی و تغییر سبك زندگی را در دستور كار قرار دادند. از این رو پوشش زنان كه یكی از برجسته‌ترین نماد‌های هویتی است، به هدفی اصلی این برنامه نظام‌مند، بدل شد. به باور برخی، در ایران از دوره قاجار و هم‌زمان با گسترش ارتباط با غرب، زمینه‌های فكری و فرهنگی كشف حجاب شكل گرفت و جریان‌هایی چون؛ بهائیت، مطبوعات وابسته، مدارس غربی و روشنفكران متأثر از غرب، در ترویج بی‌حجابی نقش‌آفرینی كردند.

لیكن آنچه مسلم است این روند در دوره رضاخان به اوج رسید و سیاست كشف حجاب به صورت اجباری و قهری اجرا شد. این سیاست كه به اصطلاح، بخشی از برنامه نوسازی دستوری و وابسته به الگو‌های غربی بود، با سركوب گسترده اجتماعی همراه شد. كشف حجاب را باید در راستای اهداف استعمارگران برای تضعیف هویت فرهنگی و وابسته سازی در سطح كلان و همچنین در ایران ارزیابی كرد.

قانون كشف حجاب در 17 دی ماه 1314 ابلاغ و با مقاومت نیرو‌های دینی، اجتماعی و به خصوص زنان، در شهریور 1322، جنبه اجباری آن حذف شد. این دوره، در عین كوتاه بودن، یكی از مهم‌ترین مقاطع مقاومت اجتماعی زنان ایرانی در برابر سیاست‌های تحمیلی دولتِ شاهنشاهی و وابسته به‌شمار می‌آید. در این فرآیند، حجاب برای نخستین بار از مقوله‌ای صرفاً اجتماعی به مسئله‌ای سیاسی تبدیل شد.

تحولات غربِ جدید و تغییر نگاه به زن

در مقابل این پیشینه دینی، تحولات فكری و اجتماعی اروپا از دوره رنسانس تا انقلاب صنعتی و انقلاب فرانسه، موجب تضعیف نقش دین در عرصه عمومی و گسترش نگرش‌های مبتنی بر فردگرایی و آزادی جنسی شد. این تحولات؛ نگاه غرب به زن، جایگاه اجتماعی و مسئله پوشش را به طور بنیادین دگرگون ساخت. به تدریج غرب به طور هدفمند، كنار گذاشتن حجاب در عرصه‌های عمومی را در پیش گرفت تا جایی كه «حجاب هراسی» و به تبع آن «پدیده برهنگی و بی بند و باری» جایگرین «مقوله فطری حجاب» شد. از این منظر حجاب با دیدگاهی «متحجرانه و ظالمانه» معرفی می‌شود.

زن در خانواده و جامعه در سطوح ملی و حتی فراملی، نقشی بنیادین و چند بعدی ایفا می‌كند و در جایگاه‌هایی چون؛ دختری، همسری و به‌ویژه مادری، مسئولیت‌هایی تعیین‌كننده بر عهده دارد. از این رو فروپاشی زن از درون و آمیخته شدن روح و جسم زن با «ضد فطرت» به «فروپاشی كانون خانواده»، به عنوان سرمایه عظیم یك كشور و ملت می‌انجامد. زن در این نگاه نه محور خانواده بلكه ابزار و كالایی است برای سود بیشترِ بنگاه‌های اقتصادی.

فرجام سخن

بررسی متون دینی یهودیت و مسیحیت نشان می‌دهد كه حجاب و پوشش زن، پیش از اسلام نیز از منظرِ دینی، اخلاقی و اجتماعی مورد تأكید و دارای حدود و ضوابط مشخصی بوده است. این اشتراك میان ادیان الهی، ریشه در فطری بودن عفاف و میل طبیعی انسان به حفظِ حریم و كرامتِ انسانی دارد.

مطالعه تاریخ ایران نیز گواه آن است كه حجاب همواره بخشی جدایی‌ناپذیر از فرهنگ و هویت اجتماعی ایرانیان بوده و ورود اسلام، نه‌تنها این سنت را تضعیف نكرده، بلكه آن را منسجم‌تر و عمیق‌تر ساخته است. تنها گسست جدی در این روند، به دوره كوتاه و سركوبگرانه كشف حجاب در عصر رضاخان بازمی‌گردد. دوره‌ای كه با مقاومت گسترده زنان و نیرو‌های دینی مواجه شد و در نهایت به شكست انجامید.

در مجموع، حجاب را نمی‌توان پدیده‌ای صرفاً اجتماعی، سیاسی و یا حتی فرهنگی كه محدود به دوره‌ای خاص است، دانست. بلكه باید آن را مقوله‌ای جهانی، ریشه‌دار، چند بعدی و پیوسته با فطرت الهیِ انسان، تلقی و ارزیابی كرد.

دسترسی سریع