با گسترش دستگاههای دیجیتال و شبكههای اجتماعی، حفظ حریم خصوصی برای همه سختتر شده است. این دشواری برای كودكان بیشتر است، چون آنها زودتر از بزرگسالان با فناوریهای تازه روبهرو میشوند، اما كمتر میتوانند خطرهای امروز و آیندهٔ آن را تشخیص دهند. ورود هوش مصنوعی به برنامهها، بازیها و شبكههای اجتماعی روزمرهٔ كودكان، این وضعیت را پیچیدهتر كرده است.
مقالهای پژوهشی از كاترین ساریكاكیس و آنجلیكی خاتزیفرایمیدو در دانشگاه وین، با بررسی تجربهها و برداشتهای كودكان دربارهٔ حریم خصوصی آنلاین، نشان میدهد سواد رسانهای، سواد حریم خصوصی دیجیتال و سواد هوش مصنوعی سه مهارت بههمپیوستهاند كه باید از سن پایین و متناسب با مرحلهٔ رشد كودكان آموزش داده شوند.
این پژوهش چگونه انجام شد؟
این مطالعه یك فراتحلیل كیفی از پژوهش اولیهای است كه در سالهای 2018 و 2019 در وین اتریش انجام شد. در آن پژوهش 116 كودك در 18 گروه تمركز در سه گروه سنی 9 سال، 12 سال و 14 تا 16 سال شركت كردند. مدارس از مناطق با درآمد و سطح آموزشی پایین، متوسط و بالا انتخاب شده بودند. روش پژوهش بر پایهٔ روش «گلوبال كیدز آنلاین» مدرسهٔ اقتصاد لندن بود و همهٔ مراحل اخلاقی، از جمله رضایت آگاهانهٔ والدین و خود كودكان، رعایت شد.
نویسندگان با تحلیل كیفی یافتهها، مهارتهای كودكان را در سه حوزهٔ سواد رسانهای، سواد حریم خصوصی دیجیتال و سواد حریم خصوصی در عصر هوش مصنوعی بررسی كردند. این پژوهش كیفی است و یافتههای آن را نباید بهسادگی به همهٔ كودكان جهان تعمیم داد.
كودكان 9 ساله؛ شروع سواد رسانهای با همراهی والدین
كودكان 9 ساله معمولاً انواع رسانهها و كاركردهای آنها را میشناسند؛ از گوشی هوشمند و تبلت تا یوتیوب، واتساپ و اینستاگرام. آنها برای پیامدادن، بازی آنلاین، گذاشتن عكس و تماشای محتوا از رسانه استفاده میكنند. در این سن، نقش والدین پررنگ است و كودكان بیشتر با نظارت یا اجازهٔ آنها از رسانه استفاده میكنند.
در حوزهٔ حریم خصوصی، كودكان 9 ساله دركی ابتدایی دارند: نام، سن، گذرواژه و گفتوگوهایشان را اطلاعات خصوصی میدانند. با این حال، بسیاری از آنها هنوز نمیدانند ردپای دیجیتال چیست و اطلاعاتشان ممكن است برای همیشه آنلاین بماند. آنها گاهی خطر حریم خصوصی را با دزدی یا ورود سارق به خانه مرتبط میكنند. راهكارهای حفاظتی آنها هم محدود است: بستن پیام، حذف برنامه یا پرسیدن از والدین.
در زمینهٔ هوش مصنوعی، كودكان 9 ساله میتوانند مفهوم كلی «فناوریهای هوشمند» را بر اساس تجربهٔ روزمره، مثل دستیار صوتی یا اسباببازی هوشمند، تا حدی بفهمند. آنها میتوانند یاد بگیرند كه سیستمهای هوشمند اطلاعات جمع میكنند و پیشنهادهای مشابه میدهند، اما باید بدانند پیش از دادن اطلاعات شخصی، از والدین اجازه بگیرند. آموزش تنظیمات سادهٔ حریم خصوصی، مثل خاموشكردن میكروفن، در این سن ممكن است.
كودكان 12 ساله؛ اعتماد بیشتر، خطرهای بیشتر
كودكان 12 ساله با اطمینان بیشتری از امكانات پلتفرمها استفاده میكنند و میدانند هر پلتفرم كاركرد متفاوتی دارد. نقش والدین همچنان حمایتی است، اما كودكان میخواهند مصرف رسانهای خود را خودشان تنظیم كنند. آنها محتوای بیشتری تولید میكنند و درك بهتری از ردپای دیجیتال پیدا میكنند؛ مثلاً میدانند دادهای كه آنلاین گذاشتهاند، حتی با حذف از حساب كاربری، ممكن است در اینترنت باقی بماند.
در این سن، كودكان مهارت بیشتری در مدیریت ارتباطات آنلاین دارند: میتوانند درخواست دوستی را بپذیرند یا رد كنند، مخاطب ناشناس را حذف كنند و حسابهای جعلی را تشخیص دهند. در حوزهٔ حریم خصوصی، درك آنها از اطلاعات شخصی عمیقتر میشود و گاهی از نام و سن جعلی استفاده میكنند. آنها میتوانند پیامهای مشكوك را تشخیص دهند و از كلیك یا دانلود از منابع ناشناس پرهیز كنند.
با این حال، كودكان 12 ساله هنوز از پیچیدگیهای جمعآوری داده، فروش اطلاعات به شركتهای دیگر و درآمدزایی پلتفرمها از دادههایشان آگاه نیستند. در زمینهٔ هوش مصنوعی، این سن زمان مناسبی برای آموزش نحوهٔ كار الگوریتمها، سیستمهای ردیابی، جمعآوری داده در بازیها و تبلیغات هدفمند است. كودكان میتوانند بفهمند هر تعامل آنلاین ردپایی از خود باقی میگذارد و هوش مصنوعی از این ردپاها برای شخصیسازی تجربه استفاده میكند.
نوجوانان 14 تا 16 ساله؛ استقلال بیشتر، آسیبپذیری ساختاری
نوجوانان 14 تا 16 ساله كاربران ماهری هستند. آنها حسابهای متعدد دارند، محتوای چندرسانهای میسازند و میتوانند بین منابع آنلاین تمایز بگذارند و تا حدی دربارهٔ اعتبار آنها پرسش كنند. آنها میدانند شركتها دادههایشان را جمعآوری میكنند و تا حدی میفهمند كه این دادهها میتواند در آینده علیه آنها استفاده شود.
در حوزهٔ حریم خصوصی، نوجوانان درك پیشرفتهتری از دادههای شخصی دارند: مكان، عكس، دادههای زیستی و ردپای دیجیتال. آنها میدانند دادههایشان جمعآوری میشود، تبلیغات هدفمند وجود دارد و انتشار محتوای خصوصی میتواند آیندهٔ آنها را تحت تأثیر قرار دهد. همچنین میدانند استفاده از پلتفرمها به معنای واگذاری بخشی از حریم خصوصی است. آنها تنظیمات حریم خصوصی را مدیریت میكنند، حساب عمومی را به خصوصی تغییر میدهند و مخاطبان خود را كنترل میكنند.
با این حال، نوجوانان در برابر ساختار پلتفرمها آسیبپذیرند. حتی با سواد دیجیتال بالا، طراحی فنی پلتفرمها و شرایط استفاده از آنها فراتر از كنترل كاربران جوان است. نوجوانان در این سن كنترل والدین را دخالت در حریم خصوصی میدانند و آن را نمیپذیرند.
در زمینهٔ هوش مصنوعی، نوجوانان میتوانند دربارهٔ مسائل اخلاقی پیچیدهتر، مثل فناوری تشخیص چهره، نظارت عمومی، تحلیل دادههای گسترده و تبلیغات هدفمند گفتوگو كنند. آنها میتوانند بفهمند هرچه داده بیشتری دربارهٔ آنها جمع شود، پیشبینی رفتارشان دقیقتر میشود و این موضوع پرسشهایی دربارهٔ استقلال و حریم خصوصی ایجاد میكند.
یافتهٔ اصلی: سواد رسانهای بهتنهایی كافی نیست
نویسندگان تأكید میكنند كه سواد رسانهای، سواد حریم خصوصی دیجیتال و سواد هوش مصنوعی به هم وابستهاند و باید متناسب با سن آموزش داده شوند. اما مسئولیت حفظ حریم خصوصی را نمیتوان تنها بر دوش كودكان و خانوادهها گذاشت. طراحی فنی پلتفرمها، شفافنبودن سیاستهای حریم خصوصی و قدرت نامتوازن شركتها در برابر كاربران جوان، از موانع اصلیاند.
به گفتهٔ پژوهشگران، سیاستهای جهانی و اروپایی هنوز در تنظیم پیامدهای هوش مصنوعی ضعیفاند و كاربران، بهویژه كودكان، ناخواسته با سیستمهای هوش مصنوعی تعامل میكنند بدون اینكه از پیامدهای آن آگاه باشند. ازاینرو، آموزش سواد رسانهای باید از سن پایین آغاز شود و شامل سواد حریم خصوصی دیجیتال و سواد هوش مصنوعی باشد. این آموزشها باید بخشی از برنامهٔ درسی اجباری باشند و همزمان با رشد كودكان تكامل پیدا كنند.
توصیهها برای سیاستگذاران و خانوادهها
آموزش سواد رسانهای، حریم خصوصی دیجیتال و هوش مصنوعی از سن پایین و متناسب با مرحلهٔ رشد كودكان.
گنجاندن این آموزشها در برنامهٔ درسی اجباری مدارس.
آموزش شفاف دربارهٔ الگوریتمها، تبلیغات هدفمند، ردپای دیجیتال و تنظیمات حریم خصوصی.
تقویت مقررات حمایتی از كودكان در برابر جمعآوری و استفادهٔ تجاری از دادههایشان.
توجه به شكاف قدرت میان كاربران جوان و پلتفرمها؛ حفاظت از حریم خصوصی نباید تنها مسئولیت فردی كودكان باشد.
مشاركت دادن كودكان در طراحی و سیاستگذاری فناوریهایی كه از آنها استفاده میكنند.
جمعبندی
این پژوهش نشان میدهد كودكان در مسیر رشد، از درك ابتدایی حریم خصوصی به مدیریت تنظیمات و سپس به درك پیچیدهتر داده و هوش مصنوعی میرسند. اما این مسیر بهتنهایی كافی نیست. بدون آموزش سنیمحور، شفافیت پلتفرمها و مقررات حمایتی، كودكان در برابر سیستمهای هوش مصنوعی و جمعآوری داده آسیبپذیرتر میشوند. سواد رسانهای در عصر هوش مصنوعی دیگر یك مهارت جانبی نیست؛ بخشی ضروری از شهروندی دیجیتال و حمایت از حقوق كودكان است.